تبليغاتX
دوره 35

دوره 35

اين يك دو دم كه مهلت ديدار ممكن است / درياب كار ما كه نه پيداست كار عمر

سلام بر همه دوستان

اگه خدا بخواهد من شنبه دارم میرم سفر عمره

نایب زیاره همه دوستان هستم

اگر بدی از ما دیدید  حلال کنید.

سید حامد وزیری

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم تیر 1384ساعت 22:13  توسط   | 

آب و هواي حاره‌اي و قاره‌اي و هرآنچه ابرو باد و خاك است دست در دست هم گذاشته اند تا گرما وجود من و تو را ذوب كند و آنگاه است كه تشنه مي‌شويم و هر لحظه تشنه تر ...

قطره‌اي آب مي‌طلبد اين تشنگي كه سيراب شويم و بي نياز ...

و صد البته آب ميسر نمي شود مگر به عنايت سقا ...

سقا را سالها پيش نوشتيم تا سيرابمان كند اين گنج نهفته در قلم

هفتاد تن هفتاد بار سقا را نوشتند كه هيچ يك چون ديگري نبود و شايد سقا هم نبود

و اين شد كه هنوز تشنه ايم ...

كلمات چون خوره ذهن را درمي‌نوردند و اينست كه قلم آشفته مي‌نگارد.

سه تن بعد از سيدعلي طباطبايي گذرواژه گرفتند تا سيراب شوند ولي...

بيش از اين صبري برايم نماند و تمنا كردم سقا را ...

مجتبي ميرزامحمد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 16:48  توسط   | 

سلام دوستان

فکر می کنم اگر بدونیم هر کدوم از دوستان در کجا مشغول هستند و چه کاری می کنند اونوقت می

تونیم بیشتر به همدیگه کمک کنیم.

پس چرا معطلید در قسمت نظر شغلتون رو وارد کنید.

با امید اینکه بیشتر کنار هم باشیم.

                                                                                                       سید علی طباطبایی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384ساعت 13:58  توسط   | 

دو سه هفته پیش بود که پس از مدتها علیرضا شفیعی یادی از من کرد و بی مقدمه دم از جلسات دوره زد !

متعجب از این همه مشغله ای که دارد و این همه دلدادگي دوره ، تو گویی هنوز در نیمه پایانی دهه هفتاد ... گفت و گفت از این که من می خواهم و دیگران هم می خواهند و می دانیم که تو هم می خواهی ...

با قراری نامعمول یکدیگر را آزمودیم: ساعت ۷ صبح چهارشنبه ۲۲ تیر ـ دفتر علیرضا

هرچه به آنروز نزدیک تر شدیم قرار جدی تر شد و حاضرین مشتاق تر و اتفاقا همه آنها که علیرضا پیدایشان کرده بود آمدند مگر دو نفر .

من ، سيدحامد وزيري ، مجتبي تهراني ،‌هادي شريفزاده و عليرضا با تأخير كمي و دربرابر چشمان خواب آلود سرايدار ساختمان ، گردهم آمديم. (علیرضا جلالی فر  و یوسف صباغی به عذر کلاس درس نیامدند لیکن پیگیر جلسه آتی هستند كه سيدحامد وزيري در يادداشتي زمان آن را اعلام كرده)

حاصل هزار و یک حرف شد که نه این جمع کوچک بلکه همه آنهاییکه دوست دارند بیایند، می توانند انجام دهند ...

وبلاگ یکی از آنهاست و متعلق به همه ...

هرکس دستی در قلم دارد با درج یک نظر ناقابل و کوچک و درج آدرس ایمیل شخصی اش در ذیل آن منتظر دریافت رمز ورود به وبلاگ باشد. ( عجالتا برای آقای سیدعلی طباطبایی حسب درخواست ارسال شد)

البته هنوز مجالی برای ذخیره پشتیبان نیافته ایم ، هم دقت فرماييد و هم اگر راهي براي حفظ اطلاعات مي‌شناسيد ، پيشنهاد نماييد.

برقرار باشيد ـ مجتبي ميرزامحمد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت 16:49  توسط   | 

ما ، 5شنبه ساعت 6.30 صبح دفتر عليرضا شفیعی جمع می شیم هر کی می خواد بیاد، هادی شریف زاده هم صبحانه می ده !

سيدحامد وزيري

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 20:26  توسط   | 

با سلام خدمت کلیه دوستان و هم دوره اي های خودم بعد از گذشت چند سال دوباره تصمیم گرفتیم جلسه دوره راه بیاندازیم ولی نه به صرف مهمانی خشک و خالی بلکه می خواهیم با یک یا چند هدف دور هم جمع شویم اگر کسی نقطه نظری دارد حتما نظراتش را بفرستد.

تلفن شرکت :8724869      موبایل 09123243594

عليرضا شفيعي

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم تیر 1384ساعت 16:43  توسط   | 

امروز قریب به ۹ سال از زمان فارغ التحصیلی گروهی می گذرد که خود را با عنوان بچه های دوره ۳۵ علوی می شناسند.

علوی ملاک شناسایی ما و دوره مبنای محبوبیت آن است.

شاید مجالی پیش آمده تا دوباره این فرصت را غنیمت شماریم.

و هنوز یادم هست آن کنایه حافظ را که در شماره آخر نشریه دیدار آمد :

این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن است

دریاب کار ما که نه پیداست کار عمر

مجتبی میرزامحمد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم تیر 1384ساعت 10:21  توسط   |