اگه خدا بخواهد من شنبه دارم میرم سفر عمره
نایب زیاره همه دوستان هستم
اگر بدی از ما دیدید حلال کنید.
سید حامد وزیری
اين يك دو دم كه مهلت ديدار ممكن است / درياب كار ما كه نه پيداست كار عمر
اگه خدا بخواهد من شنبه دارم میرم سفر عمره
نایب زیاره همه دوستان هستم
اگر بدی از ما دیدید حلال کنید.
سید حامد وزیری
آب و هواي حارهاي و قارهاي و هرآنچه ابرو باد و خاك است دست در دست هم گذاشته اند تا گرما وجود من و تو را ذوب كند و آنگاه است كه تشنه ميشويم و هر لحظه تشنه تر ...
قطرهاي آب ميطلبد اين تشنگي كه سيراب شويم و بي نياز ...
و صد البته آب ميسر نمي شود مگر به عنايت سقا ...
سقا را سالها پيش نوشتيم تا سيرابمان كند اين گنج نهفته در قلم
هفتاد تن هفتاد بار سقا را نوشتند كه هيچ يك چون ديگري نبود و شايد سقا هم نبود
و اين شد كه هنوز تشنه ايم ...
كلمات چون خوره ذهن را درمينوردند و اينست كه قلم آشفته مينگارد.
سه تن بعد از سيدعلي طباطبايي گذرواژه گرفتند تا سيراب شوند ولي...
بيش از اين صبري برايم نماند و تمنا كردم سقا را ...
مجتبي ميرزامحمد
فکر می کنم اگر بدونیم هر کدوم از دوستان در کجا مشغول هستند و چه کاری می کنند اونوقت می
تونیم بیشتر به همدیگه کمک کنیم.
پس چرا معطلید در قسمت نظر شغلتون رو وارد کنید.
با امید اینکه بیشتر کنار هم باشیم.
سید علی طباطبایی
دو سه هفته پیش بود که پس از مدتها علیرضا شفیعی یادی از من کرد و بی مقدمه دم از جلسات دوره زد !
متعجب از این همه مشغله ای که دارد و این همه دلدادگي دوره ، تو گویی هنوز در نیمه پایانی دهه هفتاد ... گفت و گفت از این که من می خواهم و دیگران هم می خواهند و می دانیم که تو هم می خواهی ...
با قراری نامعمول یکدیگر را آزمودیم: ساعت ۷ صبح چهارشنبه ۲۲ تیر ـ دفتر علیرضا
هرچه به آنروز نزدیک تر شدیم قرار جدی تر شد و حاضرین مشتاق تر و اتفاقا همه آنها که علیرضا پیدایشان کرده بود آمدند مگر دو نفر .
من ، سيدحامد وزيري ، مجتبي تهراني ،هادي شريفزاده و عليرضا با تأخير كمي و دربرابر چشمان خواب آلود سرايدار ساختمان ، گردهم آمديم. (علیرضا جلالی فر و یوسف صباغی به عذر کلاس درس نیامدند لیکن پیگیر جلسه آتی هستند كه سيدحامد وزيري در يادداشتي زمان آن را اعلام كرده)
حاصل هزار و یک حرف شد که نه این جمع کوچک بلکه همه آنهاییکه دوست دارند بیایند، می توانند انجام دهند ...
وبلاگ یکی از آنهاست و متعلق به همه ...
هرکس دستی در قلم دارد با درج یک نظر ناقابل و کوچک و درج آدرس ایمیل شخصی اش در ذیل آن منتظر دریافت رمز ورود به وبلاگ باشد. ( عجالتا برای آقای سیدعلی طباطبایی حسب درخواست ارسال شد)
البته هنوز مجالی برای ذخیره پشتیبان نیافته ایم ، هم دقت فرماييد و هم اگر راهي براي حفظ اطلاعات ميشناسيد ، پيشنهاد نماييد.
برقرار باشيد ـ مجتبي ميرزامحمد
سيدحامد وزيري
با سلام خدمت کلیه دوستان و هم دوره اي های خودم بعد از گذشت چند سال دوباره تصمیم گرفتیم جلسه دوره راه بیاندازیم ولی نه به صرف مهمانی خشک و خالی بلکه می خواهیم با یک یا چند هدف دور هم جمع شویم اگر کسی نقطه نظری دارد حتما نظراتش را بفرستد.
تلفن شرکت :8724869 موبایل 09123243594
عليرضا شفيعي
علوی ملاک شناسایی ما و دوره مبنای محبوبیت آن است.
شاید مجالی پیش آمده تا دوباره این فرصت را غنیمت شماریم.
و هنوز یادم هست آن کنایه حافظ را که در شماره آخر نشریه دیدار آمد :
این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن است
دریاب کار ما که نه پیداست کار عمر
مجتبی میرزامحمد