مدتی بود به لطف وسعت نظر همکاران فنی (در محل کار) مجالی برای ارسال مطلب و ورود به درگاه وبلاگ دوستانه را پیدا نکرده بودم در این میان کوشیدم برای هر مطلب جدیدی نظری بگذارم تا به این بهانه از بودن بگویم و از به یاد داشتن ...
لیکن سکوتی عمیق حکفرما بود بر ۸ یا ۱۰ دوستی که گوشه نظر لطفی به این کلبه اشتراکی داشتند تو گویی آنان هم فیلتر شده بودند با کار و مشغله و یا یاس و نا امیدی !!!
امشب که آمدم ردپایی دیدم از دو دوست جدید که آشنای دیرین و قدیمی اند ... (بالای ستون سمت چپ آراسته به نام این دو است)
اما چونان خصلت دوست داشتنی دیرینشان چه آرام آمده بودند تو گویی جز همسایه کسی ندیده بود آنان را ... لحظه ای بود حضور آنان اما پرغنیمت که اگر باصدا هم بود چه شعفی داشت !!!
شاید زیاد باشند آنانی که در روز می آیند و این صفحه را می بینند و می روند و هیچ کس هم نمی فهمد مگر آن شمارنده دیجیتالی برای خودش ...
به یک قرار بسنده کنیم :
هر روز که آمدیم برای آخرین مطلب یک نظر بگذاریم به اسم و نشان ولو به کوتاهی یک سلام
و به یاد داشته باشیم که این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن است دریاب کار ما که نه پیداست کار عمر که دوستان من به اندک زمانی پرگشودند و حتی ندیدمشان تا بپرسم از این مرغ خونین پرواز (سی۱۳۰) ...
سلامت باشید