
"زین واژگون ، خورشید غرقه به خون . . ."
شيعتي مهما شربتم ماء عذب فاذکرونی
او سمعتم بغريب او شهيد فاندبوني
فانا السبط الذي من غير جرم قتلوني
و بجرد الخيل بعد القتل عمدا سحقوني
ليتکم في يوم عاشورا جميعا تنظروني
کيف استسقي لطفلي فابوا ان يرحمونی
شيعيان من هنگامی که آب گوارا نوشيديد مرايادکنيد
وياهنگامي که از غريبی ياشهيدی(خبری)شنيديد، برمن ندبه نمائيد
من، نواده(پيامبر) هستم که مرا بی گناه کشتند
وپس از آن از روی عمد، مرا پايمال خيل اسبان نمودند
اي کاش ، همگي در روز عاشورا بوديد ومي نگريستيد
که چگونه برای کودک خردسالم ، مطالبة آب نمودم وآنان سرباززدند
فرازهائي اززيارت ناحية مقدسه (زيارت امام زمان عليه السلام، خطاب به امام حسين عليه السلام):
...پس دشمنان از همه طرف به تو هجوم آوردند، و تورا به سبب زخم ها و جراحتها ناتوان نمودند، و ميان تو وشب مانع شدند(نگذاشتند کارت تا شب به طول انجامد)،درحاليکه برای تو ياوری نمانده بود.و توحسابگر(عمل خويش براى خدا)و صبوربودى، اززنان وفرزندانت دفاع وحمايت مينمودى، تاآنكه تورااز اسبِ سوارى ات سرنگون نمودند، پس بابدن مجروح برزمين سقوط كردى، درحاليكه اسبها تورابا سُم هاى خويش كوبيدند،وسركشان باشمشيرهاى تيزِشان برفرازت شدند.
پيشانىِ تو به عرقِ مرگ مرطوب شد، وبه راست وچپ کشيده و جمع می شدی(وبه خود می پيچيدی) ، پس گوشـه نظرى به جانب خِيام و حَرَمَت گرداندى، در حاليكه از زنان و فرزندانت(روگردانده)به خويش مشـغول بودى ، اسبت گريزان به سوی خيمه ها شتافت، شيـهه كشان و گريـان،پس چون بانوانِ حَرَم اسبِ تيز پاى تو را شرمسار بديدند، و زينِ تورابراو واژگونه يافتند، ازپسِ پرده ها(ىِ خيمه) خارج شدند،درحاليكه گيسوان برگونه هاپراكنده نمودند، بر رخسارها سيلی مى زدندو نقاب ازچهره هاافكنده بودند، وبصداى بلندشيون ميزدند،وازاوجِ عزّت به حضيض ذلّت درافتاده بودند،وبه سوىِ قتلگاه تو مى شتافتند...
سوگواری