به نام خدا
مدت ها بود دست به کیبورد نبرده بودم. شاید این دور خودش، خودت و خودم (جناب میرزا محمد، طباطبایی عزیز و ناجی بی مایه) به مقداری خسته کننده شده. اما اتفاقات پیرامون ما هر از گاهی تکه سنگ بزرگ میان حوض آرام و زلال دل ما می اندازند. که جدای از تلاطم و جنبش قدری هم از غبار ته نشین شده ی آبگیر قلبمون حالت دل آشوبه ای ایجاد می کنه.
البته پیشنهاد این دوست قدیمی مدتی است رنگی به رخسار این وبلاگ انداخته و امیدواریم تا ابد این رنگ باقی بمونه.
روزهای انتهای سال 84 هم مانند همه ی سال های دیگه می گذره و روزهای جدید سال نو میاد. جای تأسف داره که ما ایرانی ها برای سال های عمرمون برنامه ای نداریم تا بعد از عوض شدن سال اون رو ارزیابی کنیم. به عنوان یه پیشنهاد میگم 5 تا 7 سرفصل کلی رو روی کاغذ بنویسید.(حتما یکی از اون سرفصل ها رو در مورد معنویت و مطالعات مذهبی قرار بدید.) در هر بند چندین مورد که در یک سال قابل دسترسی باشه. دقت کنید تعداد این برنامه ها بیشتر از 10 برنامه نباشن. حتما راه انجام این برنامه ها رو هم جلوشون بنویسید. و احتمالا مقدمات و هزینه هایی رو که دارن؛ هزینه ها اعم از مادی، وقتی و . . . و حتما محدوده ی زمانی اجرای هر هدف رو قید کنید. دوره های کنترل اجرا شدن اهداف رو هم مد نظر داشته باشید.
آرزو می کنم سالی همراه با معنویت و موفقیت داشته باشید.
این هم نوروزنامه ی کدکنی.
ادامه مطلب

مدت زيادي از تولد برادر ساكي كوچولو نگذشته بود . ساكي مدام اصرار ميكرد به پدر و مادرش كه با نوزاد جديد تنهايش بگذارند.