تبليغاتX
دوره 35

دوره 35

اين يك دو دم كه مهلت ديدار ممكن است / درياب كار ما كه نه پيداست كار عمر

مدتي پيش در المپيک معلولان در شهر سياتل ٬ نـُه دونده در خط شروع براي مسابقه صـد متر ايستاده بودند؛تير شروع مسابقه شليک شد؛ دونده ها سعي مي کردند بدوند و برنده شوند . ناگهان پاي يکي از آنها پيچ خورد و افتاد و شروع به گريه کرد.هشت دونده ديگر پس از شنيدن صداي گريه او دست از مسابقه کشيدند و باز گشتند.يک دختر عقب مانده ذهني کنار او نشست او رادر آغوش گرفت وبه او دلداري داد .سپس همهً دونده ها در کنار هم راه رفتند تا به خط پايان رسيدند..تمامي جمعيت حاضر در استاديوم ايستاده بودند و براي آنها دست مي زدند...تشويقي که مدتي بسيار طولاني ادامه پيدا کرد .

کساني که نظاره گر اين صحنه بودند هنوز دربارهً آن حرف مي زنند.مـي دانيد چــرا؟

زيرا اين حادثه عميقاً در قلب ما تاثير گذاشت و ما همه مي دانيم چيزهاي مهم تري از برنده شدن يک نفر در دنيا وجود دارد.

کمک کردن به ديگران براي اين که آنها هم موفقيت را تجربه کنند

 حتي اگر به اين معني باشد که قدم هاي خود را آهسته تر کنيم و در شيوهً زندگي خود تغييراتي ايجاد کنيم.

ادامه دارد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 16:8  توسط سیدعلی طباطبایی  | 

آيا به خاطر مي آوري:نام  پنج نفر از ثروتمندترين اشخاص جهان،پنج شخصي که در سالهاي اخير ملکه زيبايي جهان شده اند يا ده نفر از کساني که جايزه نوبل را برده اند و يا حتي ده هنرپيشه اي که اخيراً اسکار گرفته اند.......نسبتاً مشکل است.نگران نباش هيچکس به خاطر نمي آورد.

 تشويقها پايان مي پذيرد..........مدالها را گردوغبار فرا مي گيرد..............و برنده ها خيلي زود فراموش مي شوند............. !

ولي اکنون ببين آيا به خاطر مي آوري :نام سه معلمي که در پيشرفت تحصيلي تو نقش موثري داشته اند،سه نفر از دوستانت که در زمان احتياج به تو کمک کرده اند ،يا انسانها يي که احساس خاص و زيبايي را در قلب تو به وجود آورده اند،يا اسم پنج نفر از کساني که مايل هستي اوقات فراغت خود را با آنها بگذراني.

جواب دادن خيلي بي دردسر و راحت است ،..نيست؟ !

کساني که به زندگي تو معنا بخشيده اند ،جزو مشهورترين و بالا ترين افراد دنيا نيستند؛ آنها ثروت زيادي ندارند يا مدال و جايزهً مهمي به دست نياورده اند؛ولي...........آنها کساني هستند که نگران تواند واز تو مراقبت مي کنند؛کساني که مهم نيست چگونه؛

ولي در کنار تو مي ما نند...

مدتي دربارهً آن فکر کن.......... زندگي  خيلي کوتاه است ........و تو ؛در کدام ليست از کساني که نام بردم هستي؟آيا مي داني؟

ادامه دارد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 9:45  توسط سیدعلی طباطبایی  | 

به نام خدا

سال ها پیش، در کرانه های جنوب شرقی هند، دهکده ای کوچک بود به نام ناجیایمانی. مردمان سیه چهره ی این دیار از آغاز روز تا ساعات پایانی به کار و تلاش مشغول بودند. دشت جنوبی این شهر اراضی سر سبز کشاورزی بود با چشمه هایی جوشان و پر آب. ارتفاعات شمالی تپه هایی نه چندان مرتفع که مراتع پر ثمر دامداری را در خود داشتند.

نزدیکی روستا به اقیانوس، هوای شرجی اما مطبوع بهاری را همیشه برای ساکنان به ارمغان داشت. روزی از روزها گروهی از جوانان این دهکده . . . .

 

توی وبلاگشون نوشتند آقا بیاید یه همایش برگزار کنیم. کلی نظر و نظرسنجی و پیشنهاد. زمان و فکر و طرح. ولی تمام این ها فکرهای نیمه خام سی و پنج بود.

 

. . . .

 

و فردای آن روز، همه چیز و همه کس شرایط عادی خود را داشت مثل روزهای پیش. روستای آرام، مردمان زحمت کش و شهری آزاد و آرام و آباد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 12:20  توسط ایمان ناجی  | 

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 8:53  توسط ایمان ناجی  | 

اينجا آخر خط اين نوشتار و اول اشاره‌ي آقاي ناجي است که گفته بود ظاهرا عده‌ي نسبتا زيادي از دوره ما به کسوت معلمي مشغولند ( که البته بعضي از دوستان مي‌گفتند که در دو سه سال اخير کمتر شده است !) ... اشاره اي که جرقه‌اي شد در ذهن من و پراکنده مطالب و خاطراتم به ريسماني به نام خلاقيت به هم گره خورد و شد قصه هاي رداي زيبا در ۷ قسمت !

شايد شما هم با من هم عقيده باشيد که آنچه نقل کردم ويادتان آوردم از سلسله جنبان خلاقيت مؤثر بر دوره‌ي ما ، اگرچه نظمي برنامه ريزي شده را مي‌طلبد اما کاملا اتفاقي بوده و اين چينش از معلمان و دبيران و تأثيرگذاران آنچنان که بايد و شايد خواست مسئولان مربوطه نبوده است چونانکه در سالهاي بعد اين ترکيب نه تکرار که گاه نقض شده است !!!

اما آنچه مهم است خواست ديگران و يا نقل خاطرات زيبا (که بسياري را به شعف وا داشت) نيست که مقصود چيز ديگر بوده و مي‌باشد.

آري آينده را مي گويم که من و تو نقشي در آن داريم انکار نشدني! خواه معلم باشيم و خواه پدري براي فرزندان و خواه هر جايگاه ديگر ... من تذکري دادم و اشاره اي کردم تا ما خواسته و برنامه ريزي شده براي خلاقيت نسل آينده فکر کنيم و برنامه ريزي .... ياعلي مدد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 11:42  توسط مجتبی میرزامحمد  |