تبليغاتX
دوره 35

دوره 35

اين يك دو دم كه مهلت ديدار ممكن است / درياب كار ما كه نه پيداست كار عمر

چند وقت به چند وقت این علیرضا خان شفیعی خواب نما می شه و روز از نو  روزی از نو !

دیروز وقتی تلفن زنگ زد و اسم علیرضا رو دیدم اصلا فکر نمی کردم که دوباره یاد کار جمعی افتاده باشه آخه نیست دفعه قبل بچه ها خیلی تحویل گرفتند !!!

اما دقیقا برعکس

علیرضا بود و یک طرح جدید (دستمریزاد ! ) و چه طرحی : ماه رمضان هر شب برنمامه سخنرانی تازه از نوع عمومی ...

خلاصه سرتونو درد نیارم ... انقدر گفت و پیگیری کرد تا از همه قول گرفت برای جمعه ساعت ۴ دفتر خودش !

هرکسی اهل همکاری هست ... بسم الله !

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 18:10  توسط مجتبی میرزامحمد  | 

آن روز که تک تک رگ هایمان به تو گروید!

دانستیم که چشم دنیا پرستی را باید شست و فهمیدیم اگر صحن سینه جای توست.دیگر جولان گاه سر سپردگی به دوروزه ی زندگی نیست.

ای عزیز!

ای آنکه فانوس نجات بر سفینه ی فریادرسی آویخته ای

دستی بر آور.....

نمایش خانه ای بر موج دریا به مناسبت ایام نیمه شعبان.

مکان:دانشکده علوم دانشگاه خواجه نصیر.

زمان:۱۵/۶/۸۵ الی ۲۱/۶/۸۵ هر شب ۲ سانس ۷:۱۵و۹:۱۵ شب

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 12:31  توسط مهدی عارف نظری  | 

سلام

نمیدونم در دوران تحصیل  برای آمدن به مدرسه چه احساسی داشتید . اما من همیشه به عشق دیدن دوستانم و همراهی با آنها خیلی باخوشی به مدرسه می آمدم....

بعد از گذشت ۱۰ سال از آخرین روزهای این خوشی دوباره شرایطم به آن زمان برگشته.......

صبح که می خوام برم سر کار به امید همراهی بادوستان دوران تحصیلم به سمت دانشگاه شهید بهشتی  حرکت میکنم.  جواد شهرابی(مدیریت برنامه ریزی و هماهنگی معاونت ICT ) و مجتبی میرزامحمد(سردبیری سایت دانشگاه)را از این به بعد همیشه می بینم و علیرضا شفیعی(در بخش شبکه) و مهدی صاحب نسق(در بخش آموزش الکترونیکی) را  هر چند وقت یک بار......(البته صاحب بی معرفت مارو کمی تنها گذاشته ولی امیدوارم برگرده.......)

اگه کسی دیگه از بچه های سی و پنجی هست که فکر میکنه می تونه  به ما کمک کنه بسم الله (البته باحفظ فواید سازمانی ما  و در صورت داشتن حسن شهرت در تخصصی محل بحث.....)

خدایا شکرت

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 15:35  توسط سیدحامد وزیری  | 

كى به پايان برسد درد، خدا مى‏داند                               ماه ساكن شود و سرد، خدا مى‏داند
در سكوت شب هر كوچه اين شهر خراب
گم شود ناله شبگرد، خدا مى‏داند
مردم شهر همه منتظر يك نفرند
چه زمانى رسد اين مرد، خدا مى‏داند
برگ‏ها طعمه بى‏غيرتى پاييزند
و از اين مرثيه زرد خدا مى‏داند
خنده غنچه گلها به حقيقت زيباست
شايد اين است رهاورد، خدا مى‏داند

از شما دوستان وخانواده محترمتان دعوت به عمل می آید تا در جشن میلاد حضور به هم رسانید.

جمعه ۱۷شهریور-ازساعت ۱۰صبح.

لواسان کوچک-بلوار امام خمینی-خ اتحاد-ک گلهای هشتم-پ۱

منتظر قدومتان هستیم.

دانلود

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 22:20  توسط سیدحامد لاجوردی  | 

 

گاهی وامانده ایم از این همه دو راهی و چند راهی ... از این همه انتخاب های رنگارنگ و نو به نو ... و من و تو نمی دانیم که کدام راه به صلاح است و کدام راه به تباه و حتی کدامیک را فرقی نیست اگر نخواهی و نتوانی !

بد نیست حالا که به پیشنهاد حامد کمی از آینده گفتیم و طالع دوستانمان را ورق زدیم ... از تجربه های خود در انتخاب هایمان بگوییم . پیشنهاد می کنم هرکس از انتخاب هایش بگوید ... از هر کدام که دلتان می خواهد ... از خوب ها و بدها ... از آنها که باعث تحولی شد و از آنها که جامانده مان کرد !

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 8:47  توسط مجتبی میرزامحمد  |