
چندي پيش در همايش پنجاه سالگي علوي بچه ها پيشنهاد کردند که گروهي در ياهو راه بياندازيم تا راحت تر از هم با خبر شويم ...
اين هم گروه : http://groups.yahoo.com/group/alavi35
اين يك دو دم كه مهلت ديدار ممكن است / درياب كار ما كه نه پيداست كار عمر

چندي پيش در همايش پنجاه سالگي علوي بچه ها پيشنهاد کردند که گروهي در ياهو راه بياندازيم تا راحت تر از هم با خبر شويم ...
اين هم گروه : http://groups.yahoo.com/group/alavi35
هشتمين امام شيعيان حضرت عليبنموسيالرضا ـ عليهماالسلام ـ در كنار مقام امامت و ولايت الهي، از ولايتعهدي و ظاهري نيز بيبهره نبود. از همين رو، دقت در زندگاني عملي آن حضرت، درسهاي آموزنده و راهگشايي براي مردم و مسئولان با خود دارد.
دوري از ملازمات مقام و منصب حكومتي، رهايي از غرور و تكبر علمي، آزادگي در برخورد با مخالفان و مصلحتانديشي حكيمانه براي نجات شيعيان، از بارزترين ويژگيهاي زندگي آن امام است.
ياسر، خادم آن حضرت ميگويد: حضرت رضا هميشه با خدمه و كارگرهاي خود غذا ميخورد و دوست داشت با آنان بنشيند و صحبت و درددل كند. برخي ناآگاهان بهاين كار حضرت ايراد ميگرفتند و حضرت ميفرمود: «انّ الرب تبارك وتعالي واحد والاب واحد والام واحده والجزاء بالاعمال»: پروردگار، پدر و مادر، يكي است و فضيلت فقط و فقط به كردار است.
روايت ياران و نزديكان هر روزه هشتمين امام شيعيان، پندهاي گرانبهايي از شيوه و روش زندگي آن حضرت ميآموزد.
از ابراهيمبن عباس صولی نقل شده است که گفت: هيچ کس را فاضلتر از ابوالحسن رضا، نه ديده و نه شنيدهام. از او چيزهايی ديدهام که از هيچ کس نديدم. هرگز نديدم با سخن گفتن به کسی جفا کند. نديدم کلام کسی را قطع کند تا خود آن شخص از گفتن فارغ شود. هيچ گاه حاجتی را که میتوانست برآورده سازد، رد نمیکرد. هرگز پاهايش را پيش روی کسی که نشسته بود، دراز نمیکرد. نديدم به يکی از دوستان يا خادمانش دشنام دهد. هرگز نديدم آب دهان به بيرون افکند و يا در خندهاش قهقهه بزند، بلکه خنده او تبسم بود. چنان بود که اگر تنها بود و غذا برايش میآوردند، غلامان و خدمتگزاران و حتی دربان و نگهبان را بر سر سفره خويش مینشانيد و با آنان غذا میخورد. شبها کم میخوابيد و بسيار روزه میگرفت. سه روز، روزه در هر ماه را از دست نمیداد و میفرمود: اين سه روز، برابر با روزه يک عمر است. بسيار صدقه پنهانی میداد و بيشتر در شبهای تاريک به اين کار دست میزد. اگر کسی ادعا کرد که فردی مانند رضا (ع) را در فضل ديده است، او را تصديق مکنيد. طبرسی از محمدبن ابو عباد نقل کرده است که ميگفت: امام رضا (ع) در تابستان بر حصير و در زمستان بر پلاس مينشست. جامه خشن میپوشيد و چون در ميان مردم میآمد، آن را زينت میداد. صدوق در عيون اخبار الرضا (ع) گويد: آن حضرت کم خوراک بود و غذای سبک ميخورد.
در روايات متعددي از معصومين فلسفه اصلي حكومت و در اختيار داشتن قدرت و مكنت دنيوي، اصلاح امور مسلمين و اهتمام در خدمترساني به آنها عنوان شده است مانند اينكه «من اصبح و لم يهتم بأمور المسلمين، فليس مسلم».
علىبن شعيب، ميگويد: روزى به ديدار امام رضا ـ عليهالسلام ـ رفتم، از من پرسيد: يا على! چه كسى از نظر زندگى بهترين مردم است؟ پاسخ دادم: اى سرور و آقاى من! شما به اين مطلب از من داناتريد. پس از آن فرمود: «يا على، من حَسن مَعاشَ غَيْرهِ فى مَعاشِهِ.»: كسى كه امور زندگى ديگران را از طريق امورِ زندگى خويش نيكو مىگرداند و سپس ادامه داد: مىدانى چه كسى از نظر زندگى از همه مردم بدتر است؟ پاسخ دادم: شما داناتريد. فرمود: كسى كه ديگران از زندگى او بهرهاى ندارند.
و اين ديدگاه ظريف و خداپسندانه امام رضا (ع) بود كه روز به روز اقبال موافق و مخالف را براي دوستي و محبتش در پي داشت تا جايي كه رشك مأمون را برانگيخت و موجب به شهادت رساندن هشتمين امام شيعيان شد.
در پايان بايد دست به دامن حديثي از امام رضا (ع) شد كه ملاك عقل و عقلانيت را در خدمتگزاري و رفع محروميت از محرومان دانسته است:
عقل شخص مسلمان تمام نيست، مگر اين كه ده ويژگي را دارا باشد:
1ـ از او اميد خير باشد.
2ـ از بدى او در امان باشند.
3ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.
4ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.
5ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود.
6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.
7ـ فقر در راه خدايش از توانگرى برايش محبوبتر باشد.
8ـ خوارى در راه خدايش، از عزّت با دشمنش محبوبتر باشد.
9ـ گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد.
10ـ و سپس فرمود: دهمى چيست و چيست دهمى؟ به او گفته شد: چيست؟ فرمود: احدى را ننگرد، جز اين كه بگويد او از من بهتر و پرهيزكارتر است.
عصر پنج شنبه ای که گذشت پدربزرگ مادری هادی شریفزاده دار فانی را وداع گفت و جمعه نیز پیکر آن مرحوم تشییع شد. به ایشان و خانواده محترمشان این فقدان را تسلیت می گوییم.
مجلس ختم و شب هفت آن مرحوم روز یکشنبه و چهارشنبه از ساعت ۱۵ الی ۱۶:۳۰ در حسینیه صاحب الزمان(عج) در خیابان پیروزی نرسیده به چهار راه کوکاکولا برقرار می باشد.
خدایش رحمت کند.
پنج شنبه شب پنجاهمین سال تاسیس مدرسه ی علوی بهانه ای شد برای تجدید دیدار با دوستان و عرض ادب خدمت معلمان و آموزگاران قدیمی.
من باب برگزاری همایش که آبرومند بود و قابل تقدیر بعد برایتان خواهم نوشت اما نقدا سفارش علیرضا خان شفیعی را می نویسم : دال بر اینکه صندوق قرض الحسنه ای افتتاح کرده اند بهمراه سه دوست دیگر : مجتبی تهرانی ـ سیدحامد لاجوردی و حمید ملکشاهی.
صندوق مسما به نام امام هشتم خواهد بود و تحت صندوق جاوید (علی الظاهر)
از دوستان دعوت کرده اند برای افتتاح حساب و درصورت تمایل افزایش سرمایه که علی الحساب بیست میلیون ریال است و نیز گفته اند به اینکه وام و فعالیت صندوق محدود به دوره نیست هرچند که دوره ارجح است.
تلفنی اطلاعات بیشتری از ایشان بگیرید. (اگر کسی تلفن این ۴ نفر را نداشت در نظرات بنویسد بهمراه آدرس ایمیلش تا تلفن این دوستان را برایش ایمیل کنم)
راستی در همایش حمید کلاهدوز را دیدم که می گفت اگر کلوپی در یاهو داشته باشیم شاید بیشتر از هم با خبر شویم چون مطالب به ایمیلمان ارسال می شود. شاید چنین کردیم ( در این مورد هم نظر بدهید)