تبليغاتX
دوره 35

دوره 35

اين يك دو دم كه مهلت ديدار ممكن است / درياب كار ما كه نه پيداست كار عمر

سلام بر حسین واربعین غمبارش
سلام بر حسین و بر لبانی که از آنها آیه می تراوید...
چون آیه های کتاب کریم...
سلام بر حسین و بر زینبش.....
و بر آن هجده ماهتاب بر نیزه شده....
و بر خون که خدایش حسین است....
السلام علی الشیب الخضیب
السلام علی الخد الطریق
السلام علیک یا ابا الشهدا یا ابا عبد الله...


اجرای نماهنگ

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 16:33  توسط سیدحامد لاجوردی  | 

سلام!

[بیت:

سلامی چو بوی خوشِ آشنایی

بدان مردمِ دیدة روشنایی]

 

قدما گفته‌اند که معمولاً دو یار (شما فکر بد نکنید! «یارِ» قدما، یعنی همین دوست یا رفیق ــ فتح یا کسرِ راء با خودتان! ــ که ما امروزه به هم می‌گوییم. اصلاً شما «یار» را این فرض کنید: او که خوب فاز می‌دهد و پایه است؛ یا زمانی خوب فاز می‌داده و پایة گعده و لاتی‌گری و لاشی‌گری بوده است!) ... بله، معمولاً و متواتراً دو یار،

[بیت:

گفت آن یار کزو گشت سرِ دار بلند،

جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد] چه ربطی داشت!

 

... خلاصه، دو یار، چون پس از ایامی دراز به هم رسند، میانـِـ (ببخشید! چون نَقلِ سخنِ قدماست، نحوِ جمله‌بندی کهن آمده! ... یادِ آقای احسانی هم بخیر ـ سالِ سوم و چهارم با تستهای بی‌پیرِ ادبیات و مخصوصاً آن درسِ حسنکِ وزیر!) ... عرض می‌کردم ... آهان! میانِ دو یار که پس از ایامی دراز به هم رسند، حجابی است (بعضی نسخه‌های قدیمی‌تر گفته‌اند: حجابی افتد) از شرم

[بیت:

میانِ عاشق و معشوق هیچ حائل نیست

تو خود حجابِ خودی حافظ از میان برخیز] ربطی نداشت چرا خوندی!

 

... الغرض،

[بیت:

از دل و جان شرفِ صحبتِ جانان غرض است

غرض این است، وگرنه دل و جان این همه نیست] ای بابا!

 

... اصلِ حرفم این بود و می‌خواستم بگویم که یک لینکِ نویسندگی هم در alavi35 به این یارِ فعلاً مأخوذ (با دال ذاله دیگه؟!) به حیایتان بدهید. گیرم فعلاً عنوانِ مطالبی که می‌نویسد، این است:

«کی کجاست یا کی حوصله داره به خدا؟!»

 

اَلبت، با افزایشِ مراوداتِ از نوعِ وب با جماعتِ احباب و پس از آنکه دیوِ شرم دود شد و رفت هوا، ... (آقا! اینقدر فکرِ بد نکنید! شما مثلاً دورة 35 علوی هستید! هر هوا رفتنی، که ... !! زشته! ... اصلاً هیچی. چنان حالِ آدم را با فکرهای بدتان می‌گیرید، چنان می‌گیرید که دیگر رغبت نمی‌کند جملة قبل از پرانتزش را تمام کند!)

[مصرع:

دیو چو بیرون رود، فرشته درآید] ... !!

 

 

فقط بگویم که مرا لینکی آرزوست. همین!

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 12:3  توسط مجتبی میرزامحمد  |