تبليغاتX
دوره 35

دوره 35

اين يك دو دم كه مهلت ديدار ممكن است / درياب كار ما كه نه پيداست كار عمر

بنام خدا

با سلام خدمت همه دوستان.

غرض از مزاحمت یادآوری این نکته است که به نظر من این وبلاک دارد از هدف اصلی خود کمی دور می شود. ضمن عرض تشکر از همه دوستانی که مطالب عرفانی،مذهبی، سیاسی، اعتقادی و ... را می نویسند، ولی من فکر می کنم هدف اصلی، تبادل اخبار و اطلاعات میان هم دوره ای هایی است که سالها در کنار یکدیگر زندگی کرده اند و از لحظه لحظه هم خبر داشته اند. ولی امروز به دلیل اقتضای شرایط و دوری فاصله کمترین اخبار را از هم دارند. مثلا چند نفر می دانند که من الان کجا هستم و چکار می کنم؟ یاد آقای میرفخرایی عزیز بخیر (که الان نمی دانم چه می کند) در نشریه دیدار هی می خواست نقد ادبی بنویسد و شعر عارفانه منتشر کند!!

از همه دوستان فعال در وبلاک خواهش می کنم که در خصوص ارائه اطلاعات از دوستان دوره و اخبار مربوط به آنها مطلب بنویسند تا لااقل از اخبار سور و سوگ یکدیگر باخبر باشیم.

به هر حال من، حمید کلاهدوز در حال حاضر زنده هستم، مهندسی مکانیک خوانده ام  و به عنوان مسئول پروژه آبگرمکن های خورشیدی در یک شرکت کار می کنم. یک دختر یک سال و نیمه هم دارم بنام زینب و خوشحال می شوم هر وقت وبلاگ را باز می کنم به جای مطالب ...، یک خبر جدید از دوستان داشته باشم.

با تشکر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 15:34  توسط حمید کلاهدوز  | 

در چند روز اخیر فایلی توجه مرا به خود جلب کرد که مطالبی در قالب تفکرات مسیحیت و تثلیث در آن ذکر شده بود. به نظرم رسید احتمالا برخی از مطالب آن که در مورد رفتار عملی فعلی ماست(که شاید خیلی از آنچه باید باشد فاصله گرفته است) برای شما دوستانم جالب باشد. من بخشی از آن را بدون رنگ تبلیغ تثلیث تقدیم می کنم و قبل از آن برای اساتیدمان آقایان نوری و تقدس که برایمان بسیار زحمت کشیده اند آرزوی خیر و خوشی دارم:

ما انسانها عجله داریم که بزرگ شویم و پس از آن آرزو می کنیم ای کاش دوباره به دوران کودکی بر می گشتیم.

ما سلامتی خود را در راه کسب ثروت از دست می دهیم و دوباره آن ثروت را در راه کسب سلامتی صرف می کنیم

آن چنان با هیجان به آینده فکر می کنیم و از واقعیت ها غافلیم که نه در حال زندگی می کنیم و نه در آینده و آن گونه رفتار می کنیم که گویی هیچگاه مرگ گلوی ما را نخواهد فشرد.

بیاییم با خود کمی فکر کنیم

آیا منش و سلوک ما در دنیا با آنچه که امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند کوچکترین تطبیقی دارد؟تصمیم گرفتم به یاد استادمان جناب آقای دکتر نهاوندیان - اگر موافق باشید - بخشهایی از کتاب شریف امیرالمومنین علیه السلام را در وبلاگمان بیاورم. شاید بتوانیم بهتر از اینکه هستیم باشیم. پس منتظر نظر موافق یا مخالف شما هستم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 9:51  توسط محمد حبيبي دوست  | 

هیچ وقت فکر نمی کردم که روزگار آنچنانمان کند از فراموشی که هر چندوقت یکبار چیزی به یادم بیاید و به اندک فرصتی بر باد برود ...

امروز اول وقت تا یادم نرفته دارم می نویسم بلکه فرجی شود !

القصه ...

از زمان انتشار نشریه ی دیدار مقدار متنابهی عکس از ایام تحصیل به عکاسی جمعی از دوستان نزد اینجانب مانده و بیم آن می رود که به مرور خوراک موریانه ها گردد !

یک جانباز فداکار و بیکار می طلبد  بلکه آنها را اسکن نماید و دراختیار همه قرار دهد.

البته پس از دریافت هزینه ی آن ...

شاید هم بشود یک سی دی مالتی مدیا ساخت و به یادگاری نگه داشت.

واقعا عکسهای قشنگ و خاطره انگیزی است !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 8:8  توسط مجتبی میرزامحمد  | 

دیر زمانی است که میلاد فرخنده بانوی اول خلقت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را روز زن می نامیم و یا شاید از نظرگاهی دیگر دو مناسبت مجزا را به هم پیوند داده ایم. اما موضوعی که توجه به آن می تواند خالی از لطف نباشد و شاید در هیاهوی بازار گرم هدیه دادنها کمرنگ شده باشد این است که آیا اساسا گرامیداشت روزی به نام روز زن چه تفاسیری می تواند داشته باشد؟ نمی دانم آیا تا به حال اندیشیده اید که آیا می توان اصولا زن بودن را ارزش دانست؟ مرد بودن به خودی خود حسن است؟ به نظر می رسد که جنسیت تنها یک خصیصه است و واجدیت نوعی خاص از آن در حالی که واجد هیچ نقشی در اخذ آن نداشته است و رجحانی ذاتی بین انواع آن نیست حسنی ندارد. اما زن شایسته بودن حسن است. مادر بودن حسن است و در ادبیات دینی ما حتی زمانی که مادر حاضر به پذیرش آیین ما نیست باز در منزلت و جایگاه خود استوار باقی می ماند. لذا به نظر می رسد که بهتر بود روز میلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را با نام روز مادر یا روز زن شایسته و نیک  یاد می کردیم تا حقیقتی که خود مایه رجحان زنی بر زن دیگر است بهتر به اذهان متبادر می گردید.

صمیمانه ترین تبریکهای مرا به مناسبت این میلاد مسعود پذیرا باشید.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 7:0  توسط محمد حبيبي دوست  |