تبليغاتX
دوره 35

دوره 35

اين يك دو دم كه مهلت ديدار ممكن است / درياب كار ما كه نه پيداست كار عمر

با سلام خدمت همه دوستان گرامي

امروز روز ميلاد حضرت ابالفضل است و اين عيد را به شما تبريک عرض مي کنم. وعده کرده بودم که بخش هايي از کتاب شريف اميرالمومنين عليه السلام را در وبلاگمان بياورم تا کلام ايشان چراغي فراروي ما در مسير زندگي باشد. از آنجا که ديدم توجه بسياري به کار و کسب و اينکه چه کسي چه مي کند در نوشته ها به چشم مي خورد به نظرم رسيد که کلام آمير المومنين (ع) در خصوص اينکه روزي هر کس به همان مقدار که مقدر شده به دست او مي رسد موضوعي مبتلا به ما باشد. لذا اين نوشتار را تقديم شما مي کنم:

اما بعد از حمد خدا و درود بر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم، همانا فرمان و حکم خدا (درباره نعمت هاي او به بندگانش) همانند دانه هاي باران به هر کسي به همان اندازه که در سهم اوست و برايش مقدر شده، چه بسيار و چه اندک، از آسمان فرو مي ريزد. بنابراين هرگاه يکي از شما در برادر ديني خود از لحاظ خانواده و ثروت و فرزندان و کس وکار فزوني و کثرتي مشاهده کرد البته مبادا اين امر در او فتنه و فسادي پديد آورد (و مثلا بر او حسد ببرد و دشمني ورزد)

کتاب شريف نهج البلاغه، ترجمه علي اصغر فقيهي، صفحه 81

اگر به تفكرات خيلي از افراد توجه كنيد بسياري كثرت مكر و حيله (يا به ديد خوشبينانه سياست كاري)، كثرت دوندگي، كثرت دانش كاري و بسياري از عوامل اين چنيني را علت به دارايي رسيدن مي دانند. در حالي كه روزي مقدر شده هر كس به دست او مي رسد و سپس ترك جان انجام مي گردد و در اين ميان عوامل ديگري مثل صله رحم، صدقات و گناهان روزي را زياد و كم مي كنند و آنچه كه وظيفه ماست كار و تلاش در راه كسب روزي به مقدار معمول است ولي ما به بهانه كسب بيشتر مال از خيلي از اولويت ها حتي اولويت هاي دنيوي بازمانده ايم. چه بسيار افرادي كه سلامتي خود را در راه كسب آنچه كه برايشان مقدر نشده از دست مي دهند و سپس همان مال را خرج به دست آوردن دوباره سلامتي مي كنند. آيا ما از اين افراد نيستيم؟ به خاطر مشغله قطع رحم نمي كنيم؟ آيا حقوق والدين را تمام و كمال به جا مي آوريم؟ آيا وظايف خود را در قبال پدر معنوي خود-حضرت بقيه الله – را تماما بجا آورده ايم؟ و چه بسيار آيا هاي ديگر بي جواب در زندگي ما  !!

لطفا مرا از نظر مخالف يا موافق خود بي خبر نگذاريد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 7:17  توسط محمد حبيبي دوست  | 

بنام خدا

با سلام خدمت دوستان،

من فکر می کنم این موضوع "کجا کار می کنید" که آقای طباطبایی در گذشته زحمت کشیده اند اگر مجددا راه بیفتد و به روز بشود بسیار می تواند مفید باشد.

چون ذکر خاطرات گذشته و آرزوی روزهای خوب کردن برای همدیگر قطعا شیرین است، ولی یکی از کاربردهای بسیار موثر روابط بین دوستان دوره تحصیل حسن استفاده از اعتماد موجود بین دوستان است که دارای ریشه بسیار محکمی است.

لذا من پیشنهاد می کنم که جدولی شامل اسامی کل دوستان در وبلاگ ایجاد کنیم که حاوی اطلاعات اولیه از قبیل رشته تحصیلی، گرایش کاری، وضعیت تاهل و فرزند، اطلاعات تماس و ... باشد. (با رعایت اصول امنیتی!)

شاید تاثیر استفاده از این جدول به طور مستقیم در این وبلاگ حس نشود، ولی قطعا به صورت مستقیم بین دوستان دوره ارتباط برقرار می کند و این دوستی و حس الفت که در قلوب همه است، در زندگی امروز ما نیز به درد می خورد.

مثلا اگر من کاری یا گرفتاری در یک اداره یا زمینه خاص داشته باشم، می توانم با رجوع به این بانک اطلاعاتی که (که البته باید به روز باشد)، میتوانم احیانا یکی از دوستان را در آن زمینه پیدا کنم و راهنمایی بگیرم. حال آنکه الان من فقط به تعداد انگشتان دست می دانم که چه کسی در چه زمینه ای فعالیت وکار می کند.

در هر حال من پیشنهاد می کنم چند نفر از دوستان فعال در وبلاگ با همفکری و تقسیم کار این بانک اطلاعاتی بسیار مفید را ایجاد کنیم که البته خودم هم آماده همکاری هستم.

                                                                                                      با تشکر

 

- رونوشت: آقای میرزامحمد، جهت تصویب و تقسیم کار. (به شرطی که مثل عکس ها طول نشکد!!)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 10:19  توسط حمید کلاهدوز  | 

سکوت را معانی بسیار گفته اند و بسیار اندرزوار شنیده ایم که :

تا مرد سخن نگفته باشد            عیب و هنرش نهفته باشد

جالب آنکه اهل فضل خود ترک سکوت برگزیدند و به زعمی هنر خویش را عیان ساختند و اهل منبر را به حکم عامی بودن به سکوت فراخواندند ... !

القصه، قصد قضاوت دراين باب نيست که سکوت در معنايي که آمد پندي است گران ...  و حال مانده سکوت روزگار ما ...

يکي ساکت است که به زعم خويش تقيه مي‌کند و هيچ نمي نالد از هزاران ناله‌ي حقش و ديگري سکوت مي‌کند به بي‌تفاوتي و مي‌گذرد از کنار ناله‌ي ديگران ...

توگويي اولي با سکوتش نمي‌گويد و دومي با سکوت خود نمي‌شنود !

حال من و تو کجاييم ... چرا سکوت مي‌کنيم ... چرا اينجا هستيم و نيستيم ... وبلاگ نشان کوچکي از اجتماع رو به سکوت ماست ...

من امروز مي‌بينم و پيامي نمي‌گذارم که بي تفاوتم به اطرافم و فردا نمي نويسم که سکوت مي‌کنم از خواستن‌ها و نيازهايم ... وبلاگ که مي‌گذرد ...

اما جامعه‌ي ما ، خانواده‌ي ما ،‌ دين و دنياي ما هم به سکوت مي‌گذرد ؟!

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 12:7  توسط مجتبی میرزامحمد  | 

با سلام مجدد خدمت دوستان.

جسارتا بنده یادداشت قبلی خودم را پس میگیرم و تکذیب می کنم. اصلا این مطلب مربوط به حمید کلاهدوز قائم شهری بوده است!!

اصلا منظور ایشان این نبوده است که به دوستان خدای ناکرده بر بخورد و دیگر همان مطالب سیاسی اعتقادی اجتماعی و ... را هم ننویسند. بلکه این بوده است که از احوالات همدیگر بیشتر مطلع شوند. لذا بنده از همه دوستان (آقایان حبیبی دوست - سیدوکیلی- طبا- میرزا و ...) عذر خواهی کرده و امیدوارم هر وقت این وبلاگ را باز می کنم مطلب مرتبط هم که نبود حداقل یک چیز جدید روی صفحه باشد که نشان بدهد وبلاگ زنده است و مراجه کننده دارد!!

با تشکر

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 13:39  توسط حمید کلاهدوز  |