تبليغاتX
دوره 35

دوره 35

اين يك دو دم كه مهلت ديدار ممكن است / درياب كار ما كه نه پيداست كار عمر

وقتی مطلب مجتبی رو خوندم نمیدونم چرا ناگهان یاد بهار سال ۷۵ افتادم. بهاری که با تمام بهار های دیگه تفاوت اساسی داشت. چون بجای اینکه هرکسی در کنار خانوادش باشه و شادیش رو با اونها تقسیم کنه، در کنار هم بودیم.صبحها ساعت ۴-۴/۳۰ بیدار میشدیم و توی سرما اون مسافت نسبتا زیاد رو طی میکردیم تا از سالنهای خاب با بخاریهای نفت سوز  که دائما دود میکرد، خودمون رو به سالن مطالعه برسونیم و تستهای مکانیک رو با هم چک کنیم.(البته من که خیلی حال نداشتم هر روز بلند شم اما بعضی ها حتما بلند میشدن) یاد تون میاد برای سال تحویل اون سینی برگه تست و موش مداد به دستی که ناصر موحدی عزیز برامون تهیه کرده بود و چند دقیقه استراحت که برای سال تحویل بهمون دادند.و روز آخر که شاهد تولد یک بزغاله کوچک و زیبا بودیم که بعضی ها هنوز عکساشو دارند.

نمیدونم چرا ولی اون روزها ما فقط به نتیجه(که امروز ما باشه) فکر میکردیم اما امروز حسرت اون با هم بودن زیبا رو میخوریم که خیلی ساده از دستش دادیم و شاید اون روزها هیچ وقت فکرشو نمیکردیم.

سال نوی خوبی را برای شما دوستان عزیز و خانواده هایتان آرزو دارم. راستی به پیشنهاد هایی که مجتبی داده فکر کنید بلکه بیشتر همدیگه رو ببینیم. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 11:12  توسط سیدهادی سیدوکیلی  | 

باید عادت می شد اینکه هر ۳۶۵ روز یکبار بهار بیاید و طبیعت جانی تازه بگیرد! اما نو شدن نوید زندگی دوباره است برای همه ی ما و چنین است که تکراری نشده و لحظه لحظه ی انتظارش شیرین و به یادماندنی است.

بهار ناخواسته برای ما چون قدر می ماند در آرزو به تقدیری که می خواهیم و می پسندیم و آرزو چون آرمان و دردی که اگر نباشد درمانش جز با فنا امکان پذیر نیست. پس آرزو کنیم برای رسیدن بهار تا بهار آرزوها ...

سال نو مبارک

 

راستی امیرحسین امینی زرین پیشنهاد یک ناهار عیدانه و دسته جمعی دارد مثلا در رستورانی مثل بوفه کنج در میدان شیخ بهایی و سیدحامد مشکاتی هم پیشنهاد یک سانس استخر با پذیرایی در دبستان علوی برای روزی مثل ۱۷ ربیع. نظر شما چیست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 15:3  توسط مجتبی میرزامحمد  | 

 

ديگر سال ۱۳۸۶ نفس‌هاي آخرش را مي‌كشد .. مي‌رود تا من و تو دوازده سال ديگر به دوستي دوازده‌ساله‌ي‌مان در مدرسه بيافزاييم و حال نظاره‌اش كنيم.

من از خودم مي‌گويم. از شما نمي‌دانم؟! ولي مصمم هستم سال جديد سالي متفاوت از پيش باشد البته اگر خدا بخواهد ...

راستي عكس كنار اين متن چه چيزي را به يادتان مي‌آورد؟

تعزيت محرم و صفر كه تمام شد، بهارتان نيكو تا بهار آرزوها ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 15:23  توسط مجتبی میرزامحمد  | 

به اطلاع کلیه دوستان و هم دوره ای های عزیز می رساند که استاد بزرگوارمان آقای همایون جعفری که در سال اول نظری مدرس زیست بودند دیروز در کلاس درس به دیار آخرت شتافتند. روحشان شاد و با اولیای حق محشور باد.

دوستانی که مایلند برای ایشان نماز لیله الدفن بخوانند مطلع باشند که نام پدر ایشان ابوطالب بوده است.

خداوند ایشان را رحمت کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 17:52  توسط محمد حبيبي دوست  |