با توجه به بارش باران در این روزها و لطافت هوا لطفا کسانی که پایه کوه رفتن در آخر این هفته (البته کوتاه مدت که به برنامه های خانوادگی دوستان لطمه نخورد) هستند دعوت می شود که یا با ایمیل یا با تلفن به اینجانب اطلاع دهند تا برنامه ریزی کنیم.
در پاسخ به دوستی که در دو مطلب قبل نظر داده اند و متاسفانه من به دلیل مشکل بلاگفا که آمار نظرات را درست اعلام نکرده است از نظر ایشان بی خبر ماندم نظر خودم را در زیر تقدیم کرده و اگر پس از تحقیق مجددا مطلبی جدید یافتم به حضور شما در بخش نظرات همین مطلب عرض می کنم. لطفا دوستان دیگر هم نظر مرا تکمیل کنند:
اجساد فارغ از اینکه چه دین و آیینی داشته اند در اکثر مکاتب فکری دارای احترام می باشند. مثلا دیروز در سایت تابناک خبری از استرداد سر بریده پادشاه غنا از سوی هلند خواندم که در متن خبر کاملا مشهود بود که قبیله اش برای سر بریده او چه احترامی قایل هستند. هنوز هم می توان این خبر را خواند.
در اسلام نیز جسد مومن بسیار محترم است و موارد متعددی از این احترام حکایت دارد. من فکر می کنم سالم ماندن اجساد اولیا خدا حاکی از احترام ویژه ای است که به این اشخاص در دستگاه الهی گذاشته می شود. پس به نظر می رسد این موضوع به احترام او برمی گردد.
در خصوص وابستگی روح به بدن حتی روح به محل دفن جسد نیز علاقه مند است و صرف پوسیدگی جسد این تعلق را از بین نمی برد. اما اگر این تعلق را منفی بدانیم چگونه می توان پدیده هایی مثل شهادت را که مومنین شهید در آن از بدن و جان خویش می گذرند را توجیه کرد؟ او که از بدن زنده خویش گذشته است چگونه به جسد مرده خود وابستگی منفی دارد؟ و اگر مومن است وحشت قبر الزاما برای او نبوده است چون در روایات داریم که قبر برای صالحان باغی از باغهای بهشت است.
از روایات که بگذریم داستانهای فراوان (وافعا فراوان که شک را از بین ببرد) در این خصوص موجود است که به دلیلی مثلا ساخت و ساز یا سیل یا .... قبری خراب شده و پس از سالیان دراز بدن شخص سالم مانده است.
وقتی با فرایندهای بشرساخته مثل مومیایی کردن یا غرقه سازی در فرمالین اجساد سالم بمانند چگونه می توان از خدا سالم نگهداشتن جسد بنده خوبی را بعید دانست؟
لطفا دوستان باسواد تر نظر مرا اصلاح کنند.
با تشکر
برگرفته از سایت مرحوم علامه
و شما را سفارش مىکنم که پيوسته به ياد مرگ باشيد و غفلت از آن را کم سازيد، چگونه از چيزى غافل مىشويد که هرگز از شما غافل نيست، و طمع مهلت داريد از کسى (ملک الموت) که مهلت نمىدهد، مردگانى که با چشم خود مىبينيد، براى عبرت شما کافى است، آن ها به گورهايشان برده شدند، بدون آن که خود سوار مرکبى شده باشند و به داخل قبرها فرود آورده شدند بدون آن که خود فرود آيند، گويا آنان آباد کننده اين گيتى نبوده و همواره ديار آخرت سراى آن ها بوده است، از جهانى که در آن بودند وحشت دارند و در آن جا که از آن وحشت داشتند متوطّن شدند، به چيزهايى (در دنيا) سرگرم بودند که اکنون از آن جدا شدهاند، و امورى را ضايع کردند که اينک به سويش منتقل شدهاند، نه قدرت دارند از کارهاى زشتى که انجام دادهاند، بر کنار شوند و نه، مىتوانند کار نيکى، بر نيکي هاى خود بيفزايند، اين ها به دنيا، انس گرفته بودند، مغرورشان ساخت و به آن اطمينان داشتند، مغلوبشان کرد.
ایمیل من در بخش نظرات آمده است.
موفق باشید و پاینده بر مسیر خیر
نقش معنويت و دين در كاهش استرس
معنويت و سلامت رواني
منظور از معنويت برخورداري از ارزشهاي والاي انساني است كه در زير به تعدادي از آنها اشاره شده است.
ايمان به خدا، عشق و محبت، احترام به موجودات، اعتماد به نفس، اميد به آينده، پذيرش ديگران، پشتكار، تحرك، تحمل، تقوي، تواضع، توكل، جوانمردي، خدمت، خوش بيني، خيرخواهي، رضايت، سپاسگزاري، شجاعت، صبر، صداقت، صرفه جويي، عدم وابستگي، فداكاري، گذشت، محدودكردن آرزوها و وفاي به عهد.
تجارب و تحقيقات علمي نشان داده است انسان هايي كه معنويت هسته اصلي زندگي شان را تشكيل مي دهد، از سلامت رواني بيشتري برخوردارند و در برابر مشكلات و فشارهاي استرس زا مقاومت و تحمل زياد تري دارند.
تحقيقات نشان داده افراد مذهبي و داراي گرايش هاي معنوي بهتر ميتوانند با تنش و استرس مقابله کنند و با شرايط استرسزا کنار بيايند. اين افراد بهتر ميتوانند هيجانهايي مثل خشم را در خود کنترل کنند، عزت نفس اين افراد هم بهتر است و مهارتهاي اجتماعي قويتري دارند.
معنويت، نياز بشريت
انسان عصر ماشين و صنعت بيش از انسان قرون گذشته به معنويت و مذهب نيازمند است، زيرا صنعت و تکنولوژي اگر چه در رفع نياز مادي او مؤثر است، اما چه چيز بايد جنبههاي روحي و رواني او را تأمين کند و او را به فرداي مطمئن و آيندهاي ابدي اميدوار کند؟
بنيامين راش، روان شناس مشهور مي نويسد: ‹‹معنويت و مذهب آن قدر براي پرورش سلامت روح اهميّت دارد که هوا براي تنفس››.
معنويت و مذهب به انسان کمک مي کند تا معناي حوادث زندگي، مخصوصاً حوادث دردناک را بفهمد. آموزه هاي ديني به مؤمنان و معتقدان خود ياد مي دهد که چگونه با مجموعه عظيم جهان که پيش از فرد شکل گرفته و قوانين خود را بر او تحميل مي کند، سازگاري يابد. اين سازگاري دلگرمي و خرسندي مطبوعي را در دوران و روحيه فرد ايجاد مي کند"
معنويت و مطالعات علمي
تا کنون تحقيقات زيادي در زمينه تأثير شرکت در مراسم معنوي و ديني، دعا و حتي دعا از راه دور براي شفاي بيماران صورت گرفته و بر اساس آمار 1996 در نظر پرسي از 269 پزشک 99% آنان معتقد بودهاند که دعا و نيايش، مراقبه و يا انواع ديگر مراسم معنوي و ديني ميتواند هنگام بيماري به شفاي بيماران کمک کند. اين تحقيقات در مؤسسات قابل اعتمادي چون مؤسسه تحقيقاتي پيل، دوک، و دارتوث و دانشگاه ميشيگان صورت پذيرفته است. اکنون مطالعات علمي درباره اثر ايمان، دعا و عمل به فرايض مذهبي در شفاي بيماران و سلامت رواني افراد در سراسر آمريکا در حال اجرا است".
كارل گوستاو يونگ روانشناس مشهور مي نويسد: "مذهب نه تنها بر ضد بيماري است، بلکه عملاً سيستمي براي بهبود و رشد رواني است"
نقش معنويت در سلامت روان و كاهش استرس
به طور كلي نقش مذهب را در تأمين سلامت رواني و كاهش استرس مي توان به صورت زير بيان نمود:
1- مذهب می تواند موجب ايجاد معنا شود، بنابراين مذهب به زندگي و مرگ انسان معنا می بخشد.
2- مذهب موجب اميدواری می شود و خوش بينی افراد را افزايش می دهد.
3- مذهب به افراد مذهبی نوعی احساس کنترل و کار آمدی می بخشد.
4- مذهب مجموعه ی از هنجارهای اجتماعی است که اطاعت از آن موجب تاييد، پشتيبانی و پذيرش از سوی ديگران می شود.
5- مذهب در دل ها ايجاد آرامش مي كند و مانع از اثرات نامطلوب استرس بر سلامتي مي شود.
دويدن را چگونه شروع كنيم؟
شايد به نظر بيايد دويدن كاري ساده است . ما هم با اين نظر موافقيم اما اگر بدون برنامه شروع به دويدن كنيد خيلي زود از آن متنفر مي شويد و آن را كنار مي گذاريد.
ضروري است توصيه هايي كه در پي مي آيند را به كار ببنديد تا عاشق دويدن شويد:
گام اول
بهتر است در ابتدا به پزشك خود مراجعه كنيد. با او در اين زمينه مشورت كنيد و از او راهنمايي بخواهيد.
گام دوم
هفته اول
دو روز مختلف (مثلاً جمعه و سه شنبه) را در هفته كه وقت آزادتري داريد براي دويدن مشخص كنيد . كفش ، شلوار و پيراهن ورزشي مناسب و يك ساعت مچي براي خود تهيه كنيد . كل برنامه تان را نيم ساعت در نظر بگيريد . 20 دقيقه از اين مدت را بايد در حال دويدن و يا قدم زدن باشيد.
نكته :
- صبح خيلي زود و يا اواخر شب براي دويدن توصيه نمي شود.
- با شكم خالي يا پر ندويد.
در ابتدا به مدت 5 دقيقه شروع به قدم زدن كنيد. بعد از آن به آرامي شروع به دويدن كنيد و تا زماني كه احساس راحتي مي كنيد بدويد. پس از آن مجدداً به مدت 5 دقيقه قدم بزنيد و باز شروع به دويدن كنيد و اين كار را تا جاي كه مشكلي احساس نمي كنيد ادامه دهيد. دوباره 5 دقيقه قدم بزنيد و دوباره بدويد تا 20 دقيقه شما تمام شود.
هفته دوم
با هفته اول تفاوتي نمي كند. همان 20 دقيقه را مي دويد و قدم مي زنيد. اما سعي كنيد زمان دويدنتان را بيشتر و زمان قدم زدنتان را كمتر كنيد. اين كار به عهده خود شما است كه تا جايي كه مشكلي حس نمي كنيد دويدن را ادامه دهيد.
هفته سوم و چهارم
در هفته سوم و چهارم زمان دويدن و قدم زدن از 20 به 30 دقيقه افزايش پيدا مي كند. همچنين تا جاييكه ممكن است زمان قدم زدن را كمتر در نظر بگيريد . اين كار به توانايي شما در دويدن بستگي دارد.
هفته پنجم
در هفته پنجم شما مدت زمان دويدنتان را 20 دقيقه در نظر مي گيريد اما به جاي 2 روز در هفته 3 روز در هفته مي دويد. زمان قدم زدنتان را نيز كمتر از 5 دقيقه در نظر بگيريد. (بهتر است بين هر روز دويدن يك روز فاصله باشد.)
نكته
در تمام هفته ها قدم زدن جزئي از دويدن شما است و نبايد تمام مدت در حال دويدن باشيد.
هفته ششم و هفتم
در هفته ششم مدت زمان دويدن 30 دقيقه براي 3 روز در هفته خواهد بود. (بهتر است بين هر روز دويدن يك روز فاصله باشد.)
هفته هشتم
در هفته هشتم يا هفته پاياني مدت زمان دويدن 30 دقيقه براي 4 روز در هفته خواهد بود . قدم زدن را فراموش نكنيد. اين كار در تمام مراحل جزئي از دويدن محسوب مي شود.
از اين هفته به بعد شما مي توانيد در طول هفته 4 روز و هر بار به مدت 30 دقيقه در حال دويدن و قدم زدن باشيد.
نكاتي براي هر دونده
- نوشيدن آب را در طول روز فراموش نكنيد. (بلافاصله قبل يا بعد از دويدن آب ننوشيد و اگر خيلي احساس تشنگي كرديد به اندازه نصف استكان آب خنك بنوشيد)
- اگر در روزهاي اول نتوانستيد زياد بدويد و مدام قدم زديد نگراني به خود راه ندهيد. به تمرينات ادامه دهيد اما سعي تان اين باشد كه بيشتر بدويد.
- نگران اين كه چه افرادي را هنگام دويدن ممكن است ببينيد و يا ديگران در اين باره چه فكر مي كنند نباشيد.
- خودتان را باور داشته باشيد.
- در آفتاب شديد و يا در كنار خيابان هاي شلوغ و پرترافيك ندويد .
- هنگامي كه آلودگي هوا زياد است ندويد و يا به جاهايي كه آلودگي كم باشد برويد.
- سعي كنيد در پاركها و فضاهاي سبز بدويد.
- حتماً از كفش مخصوص دويدن استفاده كنيد.
- دوش گرفتن را 30 الي 45 دقيقه بعد از دويدن فراموش نكنيد.
- تغذيه تان را بهتر كنيد. ويتامين ها و مكمل هاي غذايي را فراموش نكنيد. ميوه و سبزيجات، ماست و شير را به رژيم غذايي تان اضافه كنيد.
نقش مواد غذايي دركاهش استرس
زماني كه بدن در معرض استرس قرار مي گيرد، با ترشح هورمون هاي استرس ،سطح اسيدهاي چرب و قند در خون بالا مي رود. قند خون باعث مي شود انرژي و نياز بدن به سوخت و ساز و مقابله با عامل استرس زا تأمين شود.
برخي از افراد در چنين مواقعي به خوردن كمي خوراكي شيرين مثل شربت، شكلات و خرما دست مي زنند. اگر اين كار انجام نشود سطح قند خون افت شديدي پيدا مي كند و در نتيجه بدن توانايي لازم براي مقابله با عامل استرس زا را از دست مي دهد و فرد به افسردگي يا اضطراب، خستگي و زودرنجي پس از استرس دچار مي شود. البته چنين حالت هايي براي همه افراد رخ نمي دهد و بدن كساني كه تغذيه مناسبي دارند عكس العمل بهتري نيز در رويارويي با استرس ها از خود نشان مي دهد.
در موقعيت هاي استرس زا از خوردن مواد كافئين دار مثل چاي، قهوه و شكلات هاي كافئين دار خودداري كنيد.
رژيم غذايي و استرس
رژيم غذايي حاوي پروتئين ، كربوهيدرات ، كلسيم ، پتاسيم ، آهن و روي براي مقابله با شرايط استرس زاي محيط هاي كاري مناسب است.
پروتئين
گوشت، مرغ، ماهي، تخم مرغ، پنير و شير، لوبيا و سويا
كربوهيدرات
نان سبوس دار، برنج، لوبيا، سيب زميني
كلسيم
شير، پنير، ماست، ماهي، كلم، كاهو، سيب زميني، شاتوت، پرتقال
پتاسيم
سيب زميني، ماهي (ساردين)، ماست، موز
آهن
گوشت، تخم مرغ، غلات، لوبيا، برگه ميوه ها
روي
جگر، مرغ، سويا، برنج، گلابي، لوبيا
ويتامين ها و مكمل هاي غذايي
ويتامين ث، گروه ويتامين ها ب ، قرص ها و كپسول هاي حاوي مواد معدني
معجزه سيب در مقابله با استرس
خوردن روزانه يك عدد سيب متوسط براي مقابله با استرس هاي محيط كار توصيه شده است.
براي مقابله بهتر با استرس از سه چيز دوري كنيد :
1- غذاهاي خيلي چرب
2- كافئين (قهوه، چاي تيره، نوشابه هاي كولا دار)
3- قند و شكر
نقش دويدن در كاهش استرس
توصيه هاي دكتر جسلي كامينگز، متخصص روانشناسي ورزش
مزاياي دويدن
وقتي شما براي اولين بار تصميم به دويدن مي گيريد ممكن است يكي از دوحالت زير براي شما پيش بيايد:
1- عاشق دويدن مي شويد و آن را ادامه مي دهيد.
2- از دويدن متنفر مي شويد و آن را كنار مي گذاريد!
چه چيزي است كه باعث مي شود عاشق دويدن و يا از آن متنفر شويم؟ در دويدن مزاياي زيادي وجود دارد كه ممكن است با بسياري از آنها آشنا باشيد. سلامتي و شادي ، متعادل شدن وزن و نيز تناسب اندام اولين چيزي است كه به نظر مي آيد. اما روانشناسان ورزشي علاوه بر اين، معتقدند دويدن مغز را تكامل مي بخشد و باعث دفع استرس و فشارهاي رواني مي شود. دويدن بـاعث بالا رفـتـن سـطح اكـسيژن در مـغز و در ساير بخشهاي بدن مي شود. بدن شـما انـدورفـين"Endorphins" بيشتري آزاد كرده كه باعث نيرومندي و لذت در حين سلامتي خواهد شد. اين هورمون توسط «هيپوتالاموس» ساخته و به كمك «هيپوفيز» به جريان خون وارد مى شود.
آنچه باعث مي شود ما از دويدن متنفر شويم دويدن بدون دانش و برنامه است. وقتي بدون دانش و برنامه شروع به دويدن مي كنيم در كار ترشح هورمون اندورفين نيز اختلال ايجاد مي كنيم و لذت و شعفي را كه بايد از ترشح اين هورمون ببريم را نخواهيم برد.
اندورفين چه اثراتي بر بدن ما دارد؟
ورزشي مانند دويدن يا طناب زدن و يا هر ورزش ديگر باعث ترشح اين هورمون از هيپوفيز مغز به داخل خون مي شود و سپس اين هورمون به گيرنده هاي تسكين درد در نورون ها متصل مي شوند. اين گيرنده ها شبيه گيرنده هايي هستند كه داروهايي مثل مورفين و يا مواد مخدر به آن اتصال پيدا مي كنند. پس از اتصال اين هورمون مانع انتقال پيام هاي درد به مغز مي شوند و نيز فشارهاي عصبي را كاهش مي دهند . اين هورمون مسكن طبيعي بدن است و باعث سرخوشي و خوشحالي مي شود.
22- اشك بريزيد
هنگامي كه با استرس زيادي مواجهه مي شويد كافي است در جايي خلوت و در تنهايي چند قطره اشك بريزيد. آزمايشات مشخص كرده است بعد از چنين استرس هايي هورمونهاي استرس بوسيله اشك ريختن از بدن دفع مي شوند.
مهم ترين هورمون شناخته شده ناشي از استرس "آدرنوكورتيكوتروپين" است كه در قطره هاي اشك ناشي از غم و اندوه به مقدار زيادي يافت مي شود. هورمون آندورفين كه در كاهش درد و غم مؤثر است و پرولاكتين كه در تنظيم شير نقش دارد نيز در اشك وجود دارد.
هورمون پرولاكتين در بدن زن ها بسيار بيشتر از بدن مردها ترشح مي شود و به همين علت علمي ، زنان نياز به اشك ريختن بيشتري دارند تا مازاد آن را دفع كنند!
23- نعناع ، مؤثر در كاهش استرس
چاي نعناع در كاهش استرس، بيخوابي و سردردهاي عصبي كاربرد دارد. از ديگر موارد مصرف نعناع ، كاربرد آن در تسكين مشكلات گوارشي همچون نفخ، سوء هاضمه، تهوع و مشكلات گوارشي ناشي از استرس است.
24- شنا كردن ، آبي بر روي آتش استرس
براي دفع استرس هايي كه در طول هفته با آن مواجهه داشته ايد مراجعه به استخر و شنا كردن به مدت يك ساعت بسيار مفيد خواهد بود. فعاليت بدني مانند دويدن و شنا كردن باعث ترشح هومرون هاي دفع استرس (اِندورفين) مي شود. فشار و تنش در عضلات به كمترين مقدار خود مي رسد و احساس سبكي و آرامش زيادي به انسان دست مي دهد.
25- ماساژ
ماساژ عضلات باعث رهايي آن ها از تنش ها و فشارهاي روزانه خواهد شد. جريان خون در بافتها افزايش پيدا مي كند و در نتيجه اكسيژن و مواد غذايي بيشتري به آن هامي رسد . همه اين چيزها باعث ايجاد آرامش و راحتي در ما مي شود. ماساژ سر، شانه ها، عضلات پشت و كمر، كف دست و كف پا باعث دفع استرس ها و ناراحتي ها مي شود.
26- تكنيك تنفس عميق
بعد از مواجهه با استرس، در حالت دراز كش يا نشسته قرار بگيريد. بدن خود را آرام كنيد و چشمان خود را ببنديد. بسيار آرام هوا را از طريق بيني وارد ريه هاي خود كنيد. 5 ثانيه نگه داريد و بسيار آرام از راه دهان هوا را تخليه كنيد. هنگامي كه هوا را وارد ريه هاي خود مي كنيد تصور كنيد سلامتي، شادي و آرامش را وارد وجود خود مي كنيد و زماني كه آن را به بيرون مي دهيد تصور كنيد خشم، كينه، بيماري، ضعف و تنش را از وجود خود به بيرون مي ريزيد. اين تمرين را هر روز بين 5 تا 10 دقيقه مي توانيد انجام دهيد و پس از يك هفته نتايج شگفت انگيز آن را در بدن خود احساس خواهيد كرد.
15- زماني را براي بازي كردن در هر روز در نظر بگيريد
منظور از بازي كردن ورزش كردن نيست! دقيقاً منظور همان بازي كردن است. بازي فكري هم منظورمان نيست. از همين بازي هاي سرگرم كننده كه در زمان تحصيل و يا در تابستان هايي كه مدارس تعطيل بودند انجام مي داديد. خلاصه هر بازي كه بتواند كمي به شما لذت بدهد و از فشارهاي رواني روزانه رهايتان سازد.
16- گفتن جملات منفي به خودتان را متوقف كنيد
اگر ديگران اين موضوع را رعايت نمي كنند لااقل خودتان به خودتان رحم كنيد و كمتر خود را سرزنش كنيد و به خود سركوفت بزنيد. اگر مرتكب اشتباهي شديد به جاي اينكه مرتب به خودتان سركوفت بزنيد، راجع به اين فكر كنيد كه چرا اين اتفاق افتاد؟ و بايد چه كار كنيد كه ديگر تكرار نشود. اگر مي خواهيد كاري را شروع كنيد از همان ابتدا پل ها را در ذهن خود ويران نكنيد و نگوييد كه من نمي توانم اين كار را انجام دهم.
17- همواره خودتان را يك برنده ببينيد
برخي ها عادت كرده اند خود را قرباني روزگار بدانند. اين افراد مصداق همان شعر " كبوتر بچه بودم مادرم مرد و ..." هستند. معمولاً عاشق شعرها و نقاشي هايي هستند كه شكست را تداعي مي كنند. قلب تيرخورده، قايقي شكسته در دريا، چشمي كه اشك مي ريزد، پشتي كه خنجري در آن فرو رفته و هزار تصوير و تركيب ديگر كه جز نااميدي، افسردگي و غم را فرياد نمي زند.
برعكس خيلي ها نيز هميشه خود را يك برنده مي دانند. عاشق عكسها و شعرهاي اميد بخش و قدرت دهنده هستند. تصاويري از عقاب تيزچنگال در حال پرواز، پلنگي كه با غرور نگاه مي كند، دريايي كه آرامش و بي نهايت بودن را القا مي كند و اشعاري كه شادي مي دهند و قلب آدم را جلا مي بخشند.
شما بايد همواره خود را يك برنده بدانيد. ناكامي ها و كمبودها نبايد شما را نااميد كند. براي به دست آوردن آن چه دوست داريد تلاش كنيد و بخواهيد كه به آنها برسيد.
18- حس شوخ طبعي خود را افزايش دهيد
شوخ طبعي استعدادي است كه هر كسي مي تواند آن را در خود پرورش دهد. شوخ طبعي با مسخره بازي فرق مي كند. افراد شوخ طبع ديگران را به خود جذب مي كنند و به جمع ها شادي مي بخشند. از سوي ديگران به جمع خود فراخوانده مي شوند و به همين علت مورد احترام و دوست داشتن همه اند. حكمت ها و لطيفه هاي جالب و خوب بياموزيد. شعرهاي شادي بخش را حفظ و جوك هاي بامزه را در ذهن خود ثبت كنيد.
19- براي خودتان هدفهايي داشته باشيد
اين جمله را به خاطر داشته باشيد: " انسان هايي كه در زندگي هيچ هدفي ندارند، توسط انسان هايي كه اهداف زيادي دارند به كار گرفته مي شوند تا به آن اهداف برسند."
پس بي هدف نباشيد. اهدافتان را بنويسيد. آن ها را به اهداف كوتاه مدت و بلند مدت تقسيم كنيد. براي هر يك برنامه ريزي كنيد. هر چند روز يك بار هدف هايتان را مرور كنيد و به خود بگوييد كه من به اين اهداف مي رسم.
20- به افراد غريبه بگوئيد: "سلام !"
برخي افراد تنها به كساني كه مي شناسند سلام ميكنند، برخي هم سلام كردنشان مشخص نيست! يك روز به شما سلام مي كنند، روز بعد با بي تفاوتي از كنار شما عبور مي كنند و شما
نمي دانيد كه چرا! بعضي ها نيز غريب و آشنا برايشان فرقي نمي كند هر كجا كه لازم باشد پيش قدم مي شوند و مي گويند : سلام! اين كار باعث مي شود آنها اولين قدم را براي ايجاد رابطه بردارند. اگر منتظريد كه سايرين به شما سلام كنند كار خوبي نيست! شما اول سلام كنيد. مطمئن باشيد كم كم اوضاع تغيير مي كند و آنها پس از مدتي شرطي مي شوند و هر وقت شما را ببينند به سمت شما مي آيند و سلام مي كنند.
21- ارتباطاتتان را توسعه دهيد
سلام كردن اولين قدم براي ايجاد ارتباط است. هيچ وقت تنها به منظور انجام شدن يا گذشتن امرتان با كسي رابطه برقرار نكنيد. بلكه اين ارتباط را همواره حفظ كنيد. چون ممكن است به زودي به اين كار مشهور شويد و آن وقت كارتان سخت مي شود.
9- نيازهايتان را از قبل پيش بيني كنيد .
بهتر است نيازهاي سه ماه، شش ماه و يك سال و حتي چند سال ديگر را از هم اكنون پيش بيني كنيد و براي رفع آنها برنامه ريزي كنيد. ممكن است شش ماه ديگر شما براي رفتن به يك دوره آموزشي، گرفتن ترفيع و اعزام به خارج نياز به مداركي داشته باشيد. اگر از حالا به فكر نباشيد ممكن است موقعيت را به راحتي از كف بدهيد و دچار استرس شويد.
10- هر چيزي كه به خوبي كار نمي كند را تعمير و مرمت كنيد
گاهي برخي تجهيزات معيوب به علت عدم انجام صحيح كار، ما را دچار استرس زيادي
مي كنند. ممكن است كامپيوتر شما ايراد داشته باشد، كليدهاي برق دفتر كارتان خراب و يا پايه صندلي تان شكسته باشد. مواردي از اين دست وجود دارد كه براي ما اهميت زيادي ندارند اما همين موارد ما را هر روز دچار ناراحتي و استرس خواهند كرد.
11- كارهاي بزرگ را به اجزاي كوچك تر تقسيم كنيد و سپس هر يك را جداگانه انجام دهيد
هميشه براي انجام كارهاي بزرگ، پروژه هاي سنگين و طاقت فرسا ابتدا كليات آن را روي كاغذ بياوريد. بعد آن را به چند جزء تقسيم و آن ها را اولويت بندي و براي انجام هر يك برنامه اي جداگانه طرح كنيد. مواجهه با يك كار بزرگ در ابتدا هر آدمي را ممكن است دچار استرس كند ولي با تجزيه عناصر آن مي توان به خوبي از پس انجامش برآمد.
12- نگاهتان را نسبت به مشكلات تغيير دهيد
افرادي كه به مشكلات فقط به چشم مشكل نگاه مي كنند هميشه دچار استرس و فشار رواني هستند. كافي است نگاه خود را كمي تغيير دهند. مشكلات هميشه هم به معناي واقعي مشكل نيستند حتي گاهي مي توانند يك فرصت براي پيشرفت باشند. فرصتي براي نشان دادن توانايي ها و استعدادهاي شما به ديگران از جمله رئيستان! با آغوش باز به مبارزه با مشكلات برويد و آن ها را براي خود به يك فرصت براي پيشرفت و موفقيت تبديل كنيد.
13- از بي نظمي بپرهيزيد.
بي نظمي در اغلب اوقات باعث ايجاد سردرگمي، ناراحتي رواني و استرس مي شود. يكي از مهم ترين اركان آرامش و رسيدن به موفقيت نظم و ترتيب داشتن در همه امور زندگي و كاري است. سعي كنيد ذهن خود را به نظم عادت دهيد. به طوري كه به سرعت بي نظمي را بشناسد و با آن مقابله كند.
14- بخنديد
خنديدن باعث دفع استرس و كاهش اثرات نامطلوب آن بر سلامتي شما مي شود. پس از هر حادثه استرس زايي، با دوستانتان بنشينيد و در باره موضوعات خنده دار گپ بزنيد . جوك تعريف كنيد و يا به تماشاي يك فيلم كمدي بنشينيد. خنده باعث بهبود در كار دستگاه گوارشي و گردش خون مي شود و ترشح هورمون هاي استرس را كاهش مي دهد.
4- كارها، قرارها و برنامه هايتان را يادداشت و جلوي چشم خود نصب كنيد
پس از ورود به شركت برنامه هاي روزتان را نوشته و سپس آن ها را اولويت بندي كنيد و در محلي نصب كنيد. بهتر است به حافظه خود اعتماد نكنيد. چه بسا مهمترين كارهايتان را نيز فراموش كنيد و به خاطر همين موضوع كلي دچار استرس شويد. برنامه هايتان را به ترتيب اولويت و در زمان مناسب خود انجام دهيد.
5- "نه" گفتن را تمرين كنيد و در برابر درخواستهاي غير منطقي ديگران قاطعانه به كار ببريد
ممكن است در طول روز همكارانتان درخواست هايي از شما داشته باشند. تا جايي كه برايتان امكان دارد مي توانيد به آنها كمك كنيد اما گاهي نيز اجابت برخي از درخواست ها ممكن است براي شما مشكل باشد و انجام آن شما را در معرض استرس قرار دهد . در اين صورت با معذرت خواهي از همكارتان بگوييد "نه"، "اين كار مرا دچار مشكل و استرس خواهد كرد."
6- اولويت هايتان را در كار و زندگي مشخص كنيد
براي اين كه كمتر دچار استرس شويد اولويتهايتان را در كار و زندگي مشخص كنيد . مثلاً اگر در محيط كار مجبور به انجام ده نوع كار مختلف هستيد ابتدا كارهايي را انجام دهيد كه از نظر شما، سرپرست و مقامات بالاترتان مهم هستند. در غير اينصورت حتي اگر 9 تا را انجام داده باشيد و مهم ترين آن ها را به انجام نرسانده باشيد ممكن است مورد بازخواست قرار بگيريد و تمام زحمتتان به نوعي بيهوده تلقي شود.
7- در محيط كار از نشست و برخاست با انسان هاي منفي ، نااميد و بدبين دوري كنيد
ممكن است برخي افراد را بشناسيد كه دائم در محيط كار غر مي زنند و از زمين و زمان شكايت مي كنند. آنها از چيزي لذت نمي برند و مدام با به كاربردن جملات منفي و نااميد كننده حال همه را بد مي كنند. اين گونه افراد به جز تزريق استرس و تلقين شكست و بدبختي به سايرين كاري ندارند. در اولين روز آشنايي تان با چنين افرادي بدون هيچ تنش و بي احترامي از آنها فاصله بگيريد.
8- همواره از مدارك مهم چند كپي تهيه و در جاي مطمئني نگهداري كنيد
ممكن است در محل كار خود مدارك مهمي داشته باشيد. بهتر است از ان ها يكي دو رونوشت نيز تهيه كنيد و در جاي امني بگذاريد. اگر در كامپيوتر خود فايل هاي مهمي داريد آن ها روي يك CD رايت كنيد و در محل امن نگهداري كنيد.
راه هايي براي كاهش استرس در محيط كار
1- خواب خوب و كافي داشته باشيد
براي بسياري از مردم اولين نشانه هاي استرس، نشانه هاي جسماني است. سردرد، احساس فشار و درد در گردن و شانه ها و مشكلات گوارشي از اين گونه اند. مشكلات جسماني ناشي از استرس تنها با خواب كافي و خوب قابل بهبود هستند. بيدار ماندن تا نيمه هاي شب و خواب كم باعث مي شود روز بعد خواب آلوده، گيج و كم تمركز باشيد. تماشاي فيلم هاي مهيج ، خشونت آميز و يا گوش دادن به خبرهاي بد قبل از خواب باعث مي شود كيفيت خواب شما كاهش پيدا كند و يا خواب هاي پريشان داشته باشيد.
شبها زودتر بخوابيد
دو الي سه ساعت قبل از خواب از خوردن مواد كافئين دار و محرك مانند قهوه و چاي پررنگ بپرهيزيد. سيگار را به طور كلي از برنامه خود حذف كنيد. يكي دو كتاب كنار تخت خواب خود قرار دهيد. قبل از خوابيدن ده دقيقه كتاب بخوانيد. هيچ گاه به خاطر بي خوابي شبانه به تلويزيون پناه نبريد و يا موسيقي هاي تند و محرك گوش نكنيد. اگر نوبت كار هستيد و مجبوريد در طول روز بخوابيد بهتر است براي خوابيدن اتاق تاريكي را انتخاب كنيد. يادتان باشد هورمون خواب تنها در تاريكي به مقدار كافي ترشح مي شود. در اين مورد لازم است خانواده خود را نسبت به نيازتان به خواب توجيه كنيد و از آن ها بخواهيد مراعات حال شما را بكنند. در اتاقي بخوابيد كه كسي مزاحم شما نشود.
توصيه هايي براي افرادي كه به سختي خوابشان مي برد:
هر شب در زمان معيني بخوابيد، قبل از خواب يك ليوان شير گرم بنوشيد، يك دوش آب گرم قبل از خواب به خواب بهتر كمك زيادي مي كند، در طول روز نخوابيد مگر اين كه واقعاً به آن نياز داشته باشيد، از خوردن مواد كافئين دار(چاي ، قهوه ، شكلات و ...) دو ساعت قبل از خواب خودداري كنيد، شامتان را زود بخوريد، در طول روز 20 دقيقه ورزش كنيد،
2- زودتر از خواب برخيزيد
اگر صبح ها ديرهنگام از خواب برمي خيزيد فرصت كافي براي انجام كارهاي ضروري را در ابتداي صبح نداريد و در نتيجه همه آن كارها را با عجله و يا ناتمام انجام مي دهيد. اين شيوه پر استرس شروع بسيار بدي براي يك روز كاري است.
بهتر است نيم ساعت قبل از اذان صبح از خواب بيدار شويد . عبادت صبحگاهي آرامش و بركت تمام روز شما را تضمين مي كند.
براي اينكه بتوانيد صبح ها زود از خواب بيدار شويد لازم است شبها نيز زود بخوابيد. در غير اين صورت اين كار كمي مشكل خواهد بود و ممكن است پس از مدتي احساس خستگي و كسالت كنيد. بعضي ها عادت دارند در ابتداي صبح از اخبار و حوادث و اتفاقات مطلع شوند. بهتر است قبل از اين كار به يك برنامه شاد راديويي كه غالباً در اوايل صبح پخش مي شود گوش كنيد. 15 دقيقه پياده روي كنيد و از هواي تازه صبح ريه هايتان را لبريز كنيد.
3- از شب قبل خود را براي صبح آماده كنيد
بهتر است كارهايي كه مي خواهيد در ابتداي صبح انجام دهيد تا حد امكان در شب قبل صورت گيرد. مرتب كردن لباس ها يا اتو كردن آن ها و واكس زدن كفش ها كارهايي است كه صبح زود براي انجام آن ها ممكن است فرصتي پيدا نكنيم و يا با عجله و پر استرس آن كارها را انجام دهيد.
تأثيرات نامطلوب استرس بر سلامتي
استرس و ضخيم شدن شريانها
كار كردن در محيط هاي پر استرس براي مردهاي زير 30 سال تصلب شرائين زودرس را به همراه خواهد داشت. محققان فنلاندي پس از چند سال تحقيق بر روي شاغلين متوجه شدند استرس هاي محيط كار مي تواند ديواره شاهرگي و شريان ها را در مردها ضخيم تر كند. در نتيجه، عبور جريان خون با مشكل مواجهه مي شود كه سكته و بيماريهاي قلبي را به همراه خواهد داشت.
استرس و ضايعات دهاني
محققان اعلام كرده اند يكي از دلايل اصلي ايجاد آفت هاي دهاني كوچك در دهان، استرس هاي روزمره است.
استرس و ابتلا به بيماري ام اس
كساني كه به طور مرتب استرس زيادي را تجربه مي كنند در معرض ابتلا به بيماري M.S قرار مي گيرند. اين بيماري مختص اعصاب مركزي بوده( مغز و نخاع ) و ايجاد لكه هاي سفيد يا پلاكهاي متعددي در مغز مي كند. پلاكها سفت شدگي غلافهاي سلولهاي(ميلين ها) عصبي مغز مي باشند, كه اين سفت يا سخت شدگي جلوگيري از انتشار جريان الكترو شيميايي رشته هاي عصبي و اختلال در حركات مي شود. افرادي كه عضوي از خانوده خود را از دست مي دهند و يا متاركه مي كنند بايد مراقب استرس هاي ناشي از چنين پيامدهايي باشند.
استرس، بيماري هاي قلبي و ديابت
تحقيقات دانشمندان انگليسي مشخص ساخته استرس عاملي است براي ابتلا به بيماري هاي قلبي و ديابت. استرس با تأثير بر روي سيستم هاي متابوليكي بدن باعث به هم خوردن نظم آن ها مي شود و تغييرات فشار خون، چاقي، بي اشتهايي و يا پرخوري و انواع بيماريها نتيجه آن خواهد بود.
استرس و تضعيف سيستم ايمني بدن
آزمايشات نشان مي دهد استرس مداوم سيستم ايمني بدن انسان را به شدت تضعيف مي كند به طوري كه فرد در برابر كوچكترين بيماري ها مقاومتي نشان نمي دهد. همچنين يكي از دلايل سرطان پوست استرس زياد اعلام شده است.
استرس و زياد شدن چربي خون
افرادي كه در معرض انواع استرس هاي محيط كار و يا زندگي قرار دارند كلسترول خونشان بالاتر از كساني است كه در محيطي آرام و بدون استرس فعاليت مي كنند.
استرس و اختلال در حافظه كوتاه مدت
هنگام مواجه شدن با استرس، مغز به صورت موقت ارتباط سلول هاي عصبي در ناحيه هيوكامپ خود را كاهش مي دهد و به اين ترتيب فرد دچار اختلال در حافظه كوتاه مدت خود مي شود. اين وضعيت حتي در مواجهه با استرس هاي خوشايند مانند ازدواج، خريد خانه يا به دنيا آمدن فرزند نيز اتفاق مي افتد.
آيا شما استرس داريد ؟
همه ما در زندگي و محيط كار خود استرس را تجربه مي كنيم . ممكن است تعداد و مدت زمان اين تجارب متفاوت باشد .در زندگي 10 رويداد مهم وجود دارد كه بيشترين استرس را به انسان ها وارد مي كند . اين 10 رويداد عبارتند از :
1- مرگ والدين يا يكي از اعضاي خانواده
2- طلاق
3- جدايي از والدين يا فرزندان
4- زندان
5- مرگ يكي از اعضاي اقوام نزديك
6- حوادث و بيماريهاي خطرناك
7- ازدواج
8- اخراج از كار
9- تغيير شغل
10- بازنشستگي
ممكن است براي شما يك يا چند رويداد از موارد مذكور پيش آمده باشد . در اين صورت بايد بگوييم شما بيشترين استرس هايي كه يك انسان عادي در طول عمرش مي تواند داشته باشد را تجربه كرده ايد. اگر بخواهيد بدانيد سطح استرس فعلي شما چقدر است يك كاغذ و قلم برداريد و نشانه هاي ذهني ، عاطفي ، جسمي و رفتاري كه در چند صفحه قبل آورده بوديم و در شما وجود دارد را بنويسيد.
حال تعداد نشانه هايتان را بشماريد . چند نشانه در شما وجود دارد؟
با توجه به تعداد نشانه ها به سطح استرس خود پي مي بريد:
4-0 نشانه: سطح استرس بسيار كم . وضعيت شما مطلوب است و مشكل خاصي نداريد. با كمي مديريت نتيجه بهتري حاصل مي شود.
8-5 نشانه: سطح استرس كم. لازم است برخي چيزهاي جزيي در زندگيتان تغيير كند. خودتان مي توانيد با مديريت استرس در زندگي تان اوضاع را كنترل كنيد.
12-9 نشانه: سطح استرس متوسط. لازم است برخي چيزهاي كلي در زندگيتان تغيير كند. نياز به مشاور يا روانشناس باليني داريد.
13 نشانه به بالا: سطح استرس زياد. نياز فوري براي كاهش ميزان استرس و تغيير سبك زندگي به طور اصولي داريد. نياز به مشاور يا روانشناس باليني و روانپزشك داريد.
نشانه هاي استرس چيست ؟
نشانه هاي استرس به چهار گروه زير تقسيم
مي شوند :
1- نشانه هاي ذهني
2- نشانه هاي عاطفي
3- نشانه هاي جسمي
4- نشانه هاي رفتاري
1- نشانه هاي ذهني استرس
مشكلات حافظه، مشكل در تصميم گيري، ناتواني در تمركز فكر، منفي نگري، تكرار بعضي كارها و حرف ها، قضاوت ضعيف ،نديدن واقعيت ها
2- نشانه هاي عاطفي استرس
حساسيت زياد نسبت به برخي مسائل، بي قراري و اضطراب، افسردگي، عصبانيت و پرخاشگري
3- نشانه هاي جسمي استرس
سردرد، مشكلات گوارشي، درد عضلاني، اختلال خواب، خستگي، درد قفسه سينه، فشار خون بالا، كاهش يا افزايش وزن، آسم يا تنگي نفس، مشكلات پوستي
4- نشانه هاي رفتاري استرس
پرخوري يا كم خوري
خواب زياد يا كم
كناره گيري از جمع
عدم پذيرش مسئوليت
مصرف زياد سيگار ، الكل ، مواد و برخي داروها
دندان ساييدن و يا فشار فك ها روي هم
انجام كارهاي عجيب مثل خريدن يك كالاي گران و غير ضروري
از دست دادن خلق و خوي خوب
فشار كار و استرس
بعضي ها استرس را با فشار كار اشتباه مي گيرند در حالي كه فشار كار به معني استرس نيست. همه ما ممكن است فشار كار را تجربه كنيم كه پس از آن فرصتي را براي استراحت و تجديد قوا لازم داريم.
اگر چنين فرصتي از ما گرفته شود، اگر نتوانيم به اندازه كافي بخوابيم، تفريح كنيم و به امورات شخصي خود برسيم آن وقت است كه استرس را تجربه خواهيم كرد. قرار گرفتن برخي از افراد در پست هاي كاري كه با توانايي ها و مهارت هايشان همخواني ندارد نيز باعث ايجاد استرس در فرد مي شود.
زندگي بدون استرس تقريباً غير ممكن است و همه ما براي ادامه زندگي نياز به مقدار كمي از استرس داريم.››
علل استرس كدامند ؟
1- ناكامي و درماندگي
2- كشمكش، ناسازگاري و تعارض
3- فشارهاي كاري و عدم استراحت كافي براي تجديد قوا
4- شرايط محيط كار(صداي زياد، شرايط جوي نامطلوب، روشنايي كم يا زياد، آلودگي هوا)
5- نداشتن امنيت شغلي
- ساعات كار طولاني
7- دوري از خانواده و خويشاوندان
8- عدم تناسب توانايي ها با كار
تقریبا هر بار که وارد این وبلاگ می شوم شاهد سکوتی طولانی هستم و تلاش های نویسندگان برای متقاعد کردن دوستان به ارائه نظرات ثمر چندانی نداشته است. اما از سویی آمار بینندگان و تسلیت گویان مرحوم پدر مهندس صباغی نشان داد که خوانندگان چند برابر نظر دهندگان هستند و لذا تصمیم گرفتم برای مدتی از این فضای در اختیار به جای ارتقای ارتباط به عنوان بستر اعتلای دانش بهره گیریم و اجازه دهیم آن گونه که دوستانمان می خواهند باشند نه آن گونه که برخی نویسندگان از جمله خود من می خواهند.
در این راستا بی مناسبت ندیدم که با توجه به گستردگی استرس ها و اضطرابهای زندگی این هزاره مطالبی در این مورد بدانیم و از برخی مشکلات به سهولت بیشتری عبور کنیم.
کوتاه سخن آنکه یکی از دوستانم که دستی بر این مقوله دارد کتابی کوچک برای همکارانم تهیه کرد و آن را در اختیار من گذاشت تا برای مطالعه شما در این فضا قرار دهم. کتاب کوتاه و کاربردی است و من انشاالله مطالب را طوری اینجا قرار می دهم که خواندن هر بخش حدود ۵ دقیقه زمان بخواهد.
۱
استرس چيست ؟
استرس نتيجه واكنش هاي جسمي ، عاطفي ، ذهني و رفتاري ما در برابر فشارهايي است كه از دنياي بيروني به ما وارد مي شود. بدن هوشمند و شگفت انگيز ما ، هميشه در تلاش است در برابر فشارهايي كه از راه هاي مختلف و از محيط بيروني به ما وارد مي شود خود را تطبيق دهد و به سطحي از تعادل برسد . تا زماني كه اين تلاش وجود دارد و تطبيق صورت نگرفته است ، استرس را تجربه مي كنيم.
زندگي بدون استرس تقريباً غير ممكن است و همه ما براي ادامه زندگي نياز به مقدار كمي از استرس داريم . افرادي كه به خاطر برخي از رويدادهاي زندگي مانند مرگ والدين يا ازدواج در معرض استرس قرار مي گيرند و آن را از سر مي گذرانند در برابر رويدادهاي استرس زاي با درجه پايين تر مقاومت بيشتري دارد و منطقي تر برخورد مي كنند. اما اگر ميزان استرس از كنترل ما خارج شود سلامتي ما در معرض خطر قرار مي گيرد.
سلام
شهادت پناه ایرانَ امام رضا علیه السلام را به شما دوستان و از سوی همه ۳۵ ایها به امام زمان عج تسلیت می گویم.
بعضی وقتها اشعار ساده و کودکانه مفاهیمی منطبق بر اذهان بزرگترها در خود دارند که گویای حرف دل آنهاست. یادمه که سید رضا هاشمی در سفری که سال اول به مشهد داشتیم وقتی قطار به سمت تهران شروع به حرکت کرد و بچه ها از پنجره بیرون را نگاه می کردند شعری را زمزمه می کرد که در آن می خواند : قربون کبوتراتم من می خوام برات بمیرم ....
من هم این شعر را از یک وبلاگ پیدا کردم که به نظرم رسید در عین سادگی خیلی با حال و هوای ما در این ایام سازگاری داره:
تو دل یه مزرعه * یه کلاغ روسیاه
هوایی شده بره * پابوس امام رضا
اما هی فکر می کنه * اون جدای کفتراست
آخه من کجا برم * یه کلاغ که روسیاست
من که تو سیاهی ها * از همه رو سیاه ترم
میون اون کبوترات * با چه روی بپرم
تو همین فکرا بودش * کلاغ عاشقونه
یه دلش می گفت برو * یه دلش میگفت نرو
که یهو صدایی گفت * تو نترس و راهی شو
به سیاهی فکر نکن * تو یه زائری برو . . .

هر جا که میروم ز غمت دیده پر نم است
هر ماه من ز داغ تو ماه محرم است
یک لحظه بی محبت تو کی کشم نفس
دنیای بی حسین، برایم جهنم است
مولای ما
چهل صبح از عاشورا گذشت و خورشید رخت از ابر غیبت طلوع نکرد.
پروردگارا
تو را قسم مي دهيم به دستان اباالفضل كه در فرج پدر غريبمان تعجيل فرمايي. آمين
شعر برگرفته از وبلاگ انصارالرضا

چو اشک دیده ى عشاق حق، دلهامصفاشد قلوب شیعیان از روشنى چون طور سیناشد
اگر بینى فضاى آفرینش گشته عطر آگین گل روى امام موسى کاظم شکوفا شد
میلاد با سعادت باب الحوائج امام کاظم (ع) را به همه محبین اهل بیت تبریک می گوییم.
از ویژگیهای ممتاز امام باقرعلیه السلام موقعیت ممتاز علمی ایشان در بین تمام دانشمندان آن زمان بود که با اظهار گوشههایی از علم لدنی خود، ضعف و حقارت علوم اکتسابی و بشری را آشکار ساخت و تمام دانشمندان را مجذوب قدرت علمی خود نمود تا جایی که بزرگترین دانشمندان، خود را در مقابل عظمت علمی امام حقیر میشمردند . عبدالله بن عطاء میگوید: «ما رایت العلماء عند احد اصغر علما منهم عند ابی جعفر; دانشمندان را از نظر علمی نزد هیچ کس کوچکتر از آنها نزد ابی جعفرعلیه السلام ندیدم .» سپس اضافه میکند: «لقد رایت الحکم عنده کانه مغلوب وکان عالما نبیلا جلیلا فی زمانه;
حکم [بن عیینه] را دیدم که نزد امامعلیه السلام مغلوبی بیش نبود و حال آن که «حکم» عالم برجسته و بزرگی در زمان خود بود .» و در بعضی متون نقل شده که او گفته است: «کانه صبی بین یدی معلمه; [در مقابل امام باقرعلیه السلام انگار] «حکم» مانند کودکی دانشآموز نزد معلم خود بود .»
این ویژگی امام چنان برجسته بود که به لقب «باقر» یعنی شکافنده علوم مشهور گردید . مورخین در توضیح این لقب امام مینویسند: «سمی الباقر لانه بقر العلم ای شقه فعرف اصله وخفیه; محمد بن علی، باقر نامید شد به خاطر اینکه او علم و دانش را شکافت و اصل و باطن علم را شناخت .»
امیدوارم خداوند در ظهور فرزند آن خورشید درخشنده تعجیل فرماید و چشم ما را به دیدار او روشن نماید.
خدای را برای توفیق سفر حج شاکرم و امیدوارم دعای خیرم در مورد شما مستجاب شده باشد و امیدوارم عزاداریهای شما مقبول واقع شود.
خبر اینکه مانند سال قبل مجلس روضه استاد فائق در همان آدرس قبلی برقرار است و انشاالله توفیق داشته باشیم زیارتتان کنیم.
هشدار اینکه در همین مجلس مساله ای فقهی بیان گردیده که اگر به کسی بدهکار شده ایم باید این موضوع را به او بگوییم و او ما را حلال کند و از جمله آن بحث دیه ها است که شاید کمتر مورد توجه قرار می گیرد. ایشان تصریح کرده اند که چنان چه در دوره مدرسه یا زمان ها دیگر به هر علت دوستان کاری کرده اند که دیه ای بر گردنشان افتاده است بایستی از صاحب آن حق حلالیت بطلبند و شخص باید بگوید که به هر مبلغی به من بدهکار شده ای تو را بخشیدم یا مبلغ پرداخته شود (اصطلاحا انشا حلیت کند).
خواهش اول اینکه به هر حال در مدرسه دعواهایی از روی جوانی کرده ایم. بیاییم ضمان را از گردن هم برداریم و همدیگر را به هر مبلغی که ضمان ایجاد کرده است حلال نماییم.
خواهش دوم اینکه این برادر کوچک شما آماده است تا اگر او را به شیوه ای که در بالا یاد شد حلال نمی نمایید (به هر مبلغی) بدهی های خود را به شما بپردازد. لطفا به من کمک کنید تا اکنون که از سفر بزرگ حج برگشته ام ضمانی بر گردنم نماند. پیشاپیش از محبت شما برادران گرامیم تشکر می کنم و اگر با قرار دادن نظری در این پیام مرا مطلع فرمایید ممنون خواهم شد.
انشاالله این هفته عازم هستم مجددا خداحافظی نموده و از حضور همگی دوستان حلالیت می طلبم. همچنین عید بزرگ غدیر که اساسنامه ای بنیادین برای حقانیت تشیع از فراز آن منتشر گردیده است را به حضور شما یاران تبریک زودهنگام عرض می کنم.
انشاالله خداوند ما را از شیعیان واقعی و وفادار امیرالمومنین قرار دهد.
دوستان گرامی 
سلام
خداوند را شاکرم که ظاهرا امسال توفیق زیارت بیت الله و حرم نبوی (ص) و قبرستان بقیع را نصیبم فرموده است. در این مسیر آنچه که از شما می طلبم حلالیت به خاطر هر چیزی است که از جانب این برادر کوچک شما برای شما دوستان خوبم ناپسند بوده است و توسط من جاری گشته است و البته دعای خیرتان.
به خوبی یادم می آید که تا چه حد ما را از حق الناس بر حذر داشته اند و این چند خط را بهانه ای می سازم تا از شما برادرانم بخواهم که اگر حقی از شما به دست من تضییع گشته و تمایلی به بخشش نیست بدون هر گونه تعارف آن را از من بطلبید و مرا در انجام حجی صحیح و به دور از آلایش یاری فرمایید.
خداوند ما را در دیگر سرای نیز دوستانی یار و همدل در جنت خود قرار دهد و مرا بر دعای برای شما یاری فرماید.
آیا تا به حال اندیشیده ایم که وقتی دعا می کنند که مردمی بهتر نصیبشان گردد و اظهار ناراحتی از مردم می کنند ممکن است ما نیز امام زمانمان (عج) را از خود خسته کرده باشیم؟ خسته از این همه گنهکاری خسته از این همه نمک نشناسی خسته از این همه ادعای خدمتگزاری و ضعف در عمل
خدا کند که این گونه نباشد...
یاد روزهای همراهی با هم در دبیرستان افتادم. در انتهای شعبان برگه ای به دستمان می دادند که ما را از گم شدن در هیاهوی مهمانی ها و افطاری ها برحذر می داشت و از دریای غفلت به ساحل غنیمت شمردن این وقت گرانبها می خواند. گویی هنوز زمزمه دعای سید رضا و باباپور در نمازخانه در گوشمان طنین می اندازد.
دوستان همدل و همراه بیاییم از پدر مهربان خویش مهدی این امت استمداد بطلبیم که کاسه گدایی ما را به لطف خود پر کند. بیاییم از او مدد بخواهیم که ما را بر دعای بر فرجش موفق بدارد که این دعا ما را دستگیر در دیگر سرا باشد.
اللهم عجل لولیک الفرج آمین




سلام
پنجشنبه هفته قبل رفتم دبیرستان. با اجازه اساتید چند عکس گرفتم تا شما را هم با خود در یادآوری خاطرات آن روزها شریک کرده باشم.
بیاییم در عزاداری های فاطمیه همدیگر را فراموش نکنیم.
شرح عکسها:
۱. اولین کلاس هایی که در دبیرستان به آنها رفتیم.
۲. جناب آقای آزادی در کنار پنجره آبدارخانه
۳. ساختمان جنوبی
۴. ساختمان شمالی
۵. تابلوی کنار درب ورودی
مولای ما
مهدی آل محمد (ص)
تسلیت ما را در غم مادر پذیرا باش. از خداوند ظهورت را طلب می کنیم که نقطه پایانی بر این غمها بگذاری
رهین منّت دردم که بنشسته به پهلویم
به بستر، او مرا زین سوی، بر آن سو بگرداند
نگاه شوهر تنهای من این راز میگوید
که دیده؛ همسری از همسر خود رو بگرداند
ز بس بیزارم از دشمن عیادت چون کند از من
کمک از فضّه گیرم تا رخم از او بگرداند
دلم را مژده دادم تا اجل آید به امدادم
کجا بیمار رو، از کاسهی دارو بگرداند
پرستاری ندارم بر سر بالین بیماری
مگر آهم ازین پهلو به آن پهلو بگرداند
فدایی علی هستم پی حفظش دلم خواهد
اجل دست مرا گیرد به دور او بگرداند
+شعر برگرفته از سایت حوزه
همچنین از چیزهایی که برایم جالب بود صندوقی بود که بر ستون جلوی آبدارخانه نصب شده بود و بالای آن با خط زیبایی نوشته شده بود "جای حرف های شما اینجاست" و مرا یاد همان چیزی انداخت که دوست داشتم اگر "من جای مدیران علوی بودم" انجام می دادم. بازسازی هایی هم در برخی ساختمان های حیاط صورت گرفته بود که بهبود چشمگیری به نظر می رسید.
خبر دیگر اینکه آقای جلالی فر (که در دوران دبیرستان با نام استاد جلالی یاد می شدند) را دیروز دیدم و خوشبختانه حالشان خوب بود و همان لبخند همیشگی را بر لب داشتند. از ایشان دعوت کردم به وبلاگ سری بزنند. ببینیم توفیق دیدار الکترونیکی حاصل می شود یا نه.
دوستانی که مایلند برای ایشان نماز لیله الدفن بخوانند مطلع باشند که نام پدر ایشان ابوطالب بوده است.
خداوند ایشان را رحمت کند.
روايت است كه چون تنگ شد بر او ميدان فتاد از حركت ذوالجناح وز جَوَلان
نه سيدالشهدا ، بر جدال طاقت داشت نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
كشيد پا ز ركاب آن خلاصه ايجاد برنگ پرتو خورشيد بر زمين افتاد
هوا ز جور مخالف چون قيرگون گرديد عزيز فاطمه از اسب سرنگون گرديد
بلند مرتبه شاهي ز صدر زين افتاد اگر غلط نكنم عرش بر زمين افتاد
سلام بر مهدی (عج) منتقم خون به ناحق ریخته ابی عبدالله الحسین (ع)
سلام بر او که شب و روز بر باب مظلوم خویش می گرید تا به جای اشک خون بگرید.
و سلام بر بیمار بلند مرتبه کربلا و کودکان و بانوانی که هنوز درای کاروانشان در سفر به شام از فراز تاریخ به گوش می رسد.
خداوندا
برای گرفتن انتقام این مصائب در ظهور فرزندش (عج) تعجیل فرما
و ما را از خادمان او قرار ده. آمین.
امروز به امر حضرت حق
بر خلق جهان علی (ع) امیر است
سلام بر همه دوستان گرامی
عید سعید و خجسته غدیر را به همه شما همکلاسیها و هم مدرسه ای ها تبریک عرض می کنم. با خود می اندیشیدم که رسالتی که سید اکبر و پیامبر اعظم (ص) بر دوش همه ما تا قیامت گذاشتند چه محتوایی داشت که اینگونه بر آن تاکید شده است. البته اگر محیط عمومی نبود برای شما دوستان مطالبی می نوشتم که بیانگر آن بود که غفلت از پرداختن به کنه این موضوع موجب برخی کسالت ها در آن دوران همراهی گذشته می شد. موضوع غدیر و بیعتی که بر گردن مسلمین نهاده شده موضوع تفویض اختیار به شخصی است که از جانب خالق برای راهبری بی قید مخلوق انتخاب گردیده است. مقامی که در مورد او لفظ الموفض الیه دین الله گفته شود مقامی است بس بلند که بیانگر در اختیار قرار گرفتن دینی است که اولیای حق چون حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) برای آن به شهادت رسیدند و این خواسته خالق حکیم بود که ان الله شاء ان یراک قتیلا همانا خدا خواسته است تا تو را کشته ببیند.
به واقع تا کنون از این منظر به این بیعت جاوید نگاه کرده بودیم که عمق مفهوم بیعت با کسی که امر دین به دست او سپرده شده چیست؟ آری گویا تامل در این موضوع بود که استراتژی های تبلیغی آن دوران با تاکید زیادی بر موضوع ولایت اهل بیت (ع) تدوین می شد چرا که ولایت اصل و اساس دین بوده و هست و بدون آن از دین جز پوسته ای باقی نخواهد ماند.
اما امروز آن بیعت را با آخرین امام از آن نسل پیشتاز و پیشرو تجدید می نماییم و اینگونه آن رسالت رسول بزرگ را به انجام می رسانیم. به امید روز ظهور آن خورشید پنهان در ابر غیبت و آرزوی موفقیت همه دوستان گرامی در مسیر بندگی حق.
آهسته پرکشید و رها شد؛ در امتداد روشن خورشید
از انعکاس برق نگاهش، یک کهکشان ستاره درخشید
روشن شد از طلیعه ی رویش، چشمان خو گرفته به یلدا
گل کرد در کویر تباهی، مردی هم از سلاله ی فردا
مردی چو کوه محکم و نستوه چون آسمان وسیع و سرافراز
سرشار زاشتیاق شکفتن لبریز از رهایی پرواز
مردی پیام آور رویش جاری چو رود، ژرف چو دریا
چون موج، پرتلاطم و بی تاب در یک کلام، شیعه ی مولا
تابید با درخشش مهتاب بارید با ترنم باران،
بر شام بی ستاره ی امید بر باغ بی شکوفه ی عرفان
چون شمع، قطره قطره فرو ریخت، عمران گران به پای محبت
هرگز نمیرد آن که پی افکند، در قلب ها بنای محبت
مرهم نهاد بر غم تردید، بر زخم های فکرت یاران
درمان دردهای زمان بود، چون مهر در ضمیر زمستان
افسوس! آفتاب حضورش، بر بام صبح دیر نپایید
شب ماند و زخم های پیاپی، بر پیکر تکیده ی امید
اما هنوز پرتو مهرش، روشنگر سیاهی دل هاست
این روح ناشناخته ـ آری! ـ افسوس! تا همیشه معماست
آهسته پرکشید و رها شد، در امتداد روشن خورشید
مردی که سایه بر سر ما داشت، مردی که در حصار نگنجید
بر گرفته از سایت دوره ۳۹ (ظاهرا خود دوستان از سایت مرحوم علامه گرفته اند.)
با سلام
لینک وبلاگ و سایت برخی از دوره های دیگر را پیدا کردم و در قسمت پیوند ها قرار دادم از شما دعوت می کنم نگاهی به آنها بیندازید. بعضی از آنها مثل دوره ۳۹ یا ۲۴ سایت های جالبی دارند و اطلاع رسانی آنها نیز نسبتا قوی است.
با سلام و عرض ادب به حضور یاران قدیم و آرزوی مقبول واقع شدن عبادات و بندگی های شما، فرصتی دیگر دست داد تا با هم نگاهی دیگر به کلام روشنگر مولایمان امیرالمومنین علیه السلام بیندازیم:
من شما را از دنیا برحذر می دارم، پس به راستی که آن منزلی است ناپایدار نه سرایی برای جُستن آب و گیاه، در حقیقت دنیا خود را با چیزهای فریبنده آراسته و مردمان را با این آرایش فریفته است. سرایی است که در نزد پروردگار خود خوار و زبون است از این روی حلال آن را با حرامش و خوبی آن را با بدیش و زندگی آن را با مرگش و شیرینی آن را با تلخیش در هم آمیخته است. خداوند دنیا را برای دوستان خود گوارا و بدون آلودگی و ناراحتی قرار نداد اما برای دشمنان خویش آنچه از آن خواستند دریغ نکرد خوبی دنیا اندک و دور از انسان و بدی آن حاضر و آماده است و هرچه در دنیا گرد آورده شود پراکنده و نابود می گردد و فرمانروایی و قدرتمندی در آن از انسان گرفته می شود و آنچه در آن آباد است به ویرانی می رسد. در سرایی که همچون ساختمانی شکست می خورد و ویران می شود چه خوبی و خیری می توان یافت؟
کتاب شریف نهج البلاغه ترجمه علی اصغر فقیهی صفحه 349
به استحضار کلیه دوستان می رسانم که مقرر شده است تا امشب ساعت ۸:۳۰ در حسینیه ارشاد جشنی به مناسبت میلاد کریم اهل بیت حضرت امام حسن علیه السلام برگزار گردد.
امید است که توفیق حضور در این مراسم معنوی را بیابیم.
با سلام خدمت همه دوستان گرامي
امروز روز ميلاد حضرت ابالفضل است و اين عيد را به شما تبريک عرض مي کنم. وعده کرده بودم که بخش هايي از کتاب شريف اميرالمومنين عليه السلام را در وبلاگمان بياورم تا کلام ايشان چراغي فراروي ما در مسير زندگي باشد. از آنجا که ديدم توجه بسياري به کار و کسب و اينکه چه کسي چه مي کند در نوشته ها به چشم مي خورد به نظرم رسيد که کلام آمير المومنين (ع) در خصوص اينکه روزي هر کس به همان مقدار که مقدر شده به دست او مي رسد موضوعي مبتلا به ما باشد. لذا اين نوشتار را تقديم شما مي کنم:
اما بعد از حمد خدا و درود بر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم، همانا فرمان و حکم خدا (درباره نعمت هاي او به بندگانش) همانند دانه هاي باران به هر کسي به همان اندازه که در سهم اوست و برايش مقدر شده، چه بسيار و چه اندک، از آسمان فرو مي ريزد. بنابراين هرگاه يکي از شما در برادر ديني خود از لحاظ خانواده و ثروت و فرزندان و کس وکار فزوني و کثرتي مشاهده کرد البته مبادا اين امر در او فتنه و فسادي پديد آورد (و مثلا بر او حسد ببرد و دشمني ورزد)
کتاب شريف نهج البلاغه، ترجمه علي اصغر فقيهي، صفحه 81
اگر به تفكرات خيلي از افراد توجه كنيد بسياري كثرت مكر و حيله (يا به ديد خوشبينانه سياست كاري)، كثرت دوندگي، كثرت دانش كاري و بسياري از عوامل اين چنيني را علت به دارايي رسيدن مي دانند. در حالي كه روزي مقدر شده هر كس به دست او مي رسد و سپس ترك جان انجام مي گردد و در اين ميان عوامل ديگري مثل صله رحم، صدقات و گناهان روزي را زياد و كم مي كنند و آنچه كه وظيفه ماست كار و تلاش در راه كسب روزي به مقدار معمول است ولي ما به بهانه كسب بيشتر مال از خيلي از اولويت ها حتي اولويت هاي دنيوي بازمانده ايم. چه بسيار افرادي كه سلامتي خود را در راه كسب آنچه كه برايشان مقدر نشده از دست مي دهند و سپس همان مال را خرج به دست آوردن دوباره سلامتي مي كنند. آيا ما از اين افراد نيستيم؟ به خاطر مشغله قطع رحم نمي كنيم؟ آيا حقوق والدين را تمام و كمال به جا مي آوريم؟ آيا وظايف خود را در قبال پدر معنوي خود-حضرت بقيه الله – را تماما بجا آورده ايم؟ و چه بسيار آيا هاي ديگر بي جواب در زندگي ما !!
لطفا مرا از نظر مخالف يا موافق خود بي خبر نگذاريد.
در چند روز اخیر فایلی توجه مرا به خود جلب کرد که مطالبی در قالب تفکرات مسیحیت و تثلیث در آن ذکر شده بود. به نظرم رسید احتمالا برخی از مطالب آن که در مورد رفتار عملی فعلی ماست(که شاید خیلی از آنچه باید باشد فاصله گرفته است) برای شما دوستانم جالب باشد. من بخشی از آن را بدون رنگ تبلیغ تثلیث تقدیم می کنم و قبل از آن برای اساتیدمان آقایان نوری و تقدس که برایمان بسیار زحمت کشیده اند آرزوی خیر و خوشی دارم:
ما انسانها عجله داریم که بزرگ شویم و پس از آن آرزو می کنیم ای کاش دوباره به دوران کودکی بر می گشتیم.
ما سلامتی خود را در راه کسب ثروت از دست می دهیم و دوباره آن ثروت را در راه کسب سلامتی صرف می کنیم
آن چنان با هیجان به آینده فکر می کنیم و از واقعیت ها غافلیم که نه در حال زندگی می کنیم و نه در آینده و آن گونه رفتار می کنیم که گویی هیچگاه مرگ گلوی ما را نخواهد فشرد.
بیاییم با خود کمی فکر کنیم
آیا منش و سلوک ما در دنیا با آنچه که امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند کوچکترین تطبیقی دارد؟تصمیم گرفتم به یاد استادمان جناب آقای دکتر نهاوندیان - اگر موافق باشید - بخشهایی از کتاب شریف امیرالمومنین علیه السلام را در وبلاگمان بیاورم. شاید بتوانیم بهتر از اینکه هستیم باشیم. پس منتظر نظر موافق یا مخالف شما هستم.
دیر زمانی است که میلاد فرخنده بانوی اول خلقت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را روز زن می نامیم و یا شاید از نظرگاهی دیگر دو مناسبت مجزا را به هم پیوند داده ایم. اما موضوعی که توجه به آن می تواند خالی از لطف نباشد و شاید در هیاهوی بازار گرم هدیه دادنها کمرنگ شده باشد این است که آیا اساسا گرامیداشت روزی به نام روز زن چه تفاسیری می تواند داشته باشد؟ نمی دانم آیا تا به حال اندیشیده اید که آیا می توان اصولا زن بودن را ارزش دانست؟ مرد بودن به خودی خود حسن است؟ به نظر می رسد که جنسیت تنها یک خصیصه است و واجدیت نوعی خاص از آن در حالی که واجد هیچ نقشی در اخذ آن نداشته است و رجحانی ذاتی بین انواع آن نیست حسنی ندارد. اما زن شایسته بودن حسن است. مادر بودن حسن است و در ادبیات دینی ما حتی زمانی که مادر حاضر به پذیرش آیین ما نیست باز در منزلت و جایگاه خود استوار باقی می ماند. لذا به نظر می رسد که بهتر بود روز میلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را با نام روز مادر یا روز زن شایسته و نیک یاد می کردیم تا حقیقتی که خود مایه رجحان زنی بر زن دیگر است بهتر به اذهان متبادر می گردید.
صمیمانه ترین تبریکهای مرا به مناسبت این میلاد مسعود پذیرا باشید.
