تبليغاتX
دوره 35

دوره 35

اين يك دو دم كه مهلت ديدار ممكن است / درياب كار ما كه نه پيداست كار عمر

وقتی مطلب مجتبی رو خوندم نمیدونم چرا ناگهان یاد بهار سال ۷۵ افتادم. بهاری که با تمام بهار های دیگه تفاوت اساسی داشت. چون بجای اینکه هرکسی در کنار خانوادش باشه و شادیش رو با اونها تقسیم کنه، در کنار هم بودیم.صبحها ساعت ۴-۴/۳۰ بیدار میشدیم و توی سرما اون مسافت نسبتا زیاد رو طی میکردیم تا از سالنهای خاب با بخاریهای نفت سوز  که دائما دود میکرد، خودمون رو به سالن مطالعه برسونیم و تستهای مکانیک رو با هم چک کنیم.(البته من که خیلی حال نداشتم هر روز بلند شم اما بعضی ها حتما بلند میشدن) یاد تون میاد برای سال تحویل اون سینی برگه تست و موش مداد به دستی که ناصر موحدی عزیز برامون تهیه کرده بود و چند دقیقه استراحت که برای سال تحویل بهمون دادند.و روز آخر که شاهد تولد یک بزغاله کوچک و زیبا بودیم که بعضی ها هنوز عکساشو دارند.

نمیدونم چرا ولی اون روزها ما فقط به نتیجه(که امروز ما باشه) فکر میکردیم اما امروز حسرت اون با هم بودن زیبا رو میخوریم که خیلی ساده از دستش دادیم و شاید اون روزها هیچ وقت فکرشو نمیکردیم.

سال نوی خوبی را برای شما دوستان عزیز و خانواده هایتان آرزو دارم. راستی به پیشنهاد هایی که مجتبی داده فکر کنید بلکه بیشتر همدیگه رو ببینیم. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 11:12  توسط سیدهادی سیدوکیلی  | 

امسال محرم نوحه ای از صدا و سیما پخش شد که مورد اقبال فراوانی قرار گرفت.

اجرای این نوحه در تاریخ 22 دی ماه 1386 در کربلای معلا توسط «نزار القطری» بوده است که شبکه سوم سیما بعد از اخبار شبانگاهی 24 دی ماه، برای اولین بار آن را پخش کرد.

نزار القطری البته در خارج از ایران چندان ناشناخته نیست؛ او در عراق، کویت و قطرچهره‌ای بسیار معروف و محبوب است.

«نزار فضل الله روانی» 34 سال پیش در قطر به دنیا آمد. خانواده او هنوز هم در قطر و در محله شیعه‌نشین زندگی می‌کنند. نزار بعد از پایان تحصیلات اولیه، برای آموختن علوم دینی به نجف آمد و در درس آیت‌الله سیستانی هم شرکت کرد. او 5 سال هم در انگلیس برنامه‌ریزی تلویزیونی خواند. از 6 سال پیش در کویت اجرای برنامه کودک را به عهده گرفت. نزار ـ که خودش 2 فرزند، کوثر (4 ساله) و حسین (3 ساله) دارد ـ از آن تاریخ به بعد یک عموی تلویزیونی شد و چهره محبوب بچه‌های عرب.

اما معروفیت نزار وقتی به اوج رسید که 3 سال پیش یک پسربچه 7 ساله به اسم «سجاد» را که از نوعی سرطان رنج می‌برد و در سفری به مدینه در کنار قبر حضرت ام‌البنین(س)، به طرز معجزه‌آسا شفا گرفته بود، به برنامه‌اش آورد و با مدارک پزشکی قبلی و فعلی سجاد، ماجرای شفای او را به بینندگان نشان داد.

این ماجرا باعث 2 اتفاق شد؛ اول اینکه نزار برنامه‌اش در تلویزیون دولتی کویت را از دست داد و دوم هم اینکه نزار خودش هم مثل بینندگان متحول شد؛ قصیده‌ای در مدح حضرت ام‌البنین سرود و شروع به مداحی برای ائمه(ع) کرد.

نزار به دعوت شیعیان کربلا، به این شهر آمد و از همین جا زبان فارسی را یاد گرفت. اگر توی اینترنت بگردید، نوحه‌های بسیاری از نزار پیدا می‌کنید که عربی- فارسی یا عربی- انگلیسی هستند. امروز نزار ساکن کربلاست.

او در کنار مداحی، همچنان علاقه اصلی‌اش- یعنی برنامه‌سازی کودک- را هم دنبال می‌کند. سال گذشته او یک سریال 14قسمتی به اسم «قطار سریع» ساخت که با 2 عروسک به اسم‌های فرح و مرح، به شهرهای مذهبی شیعیان می‌رفتند و برای همین سریال به ایران و مشهد هم آمد.

این سریال- که از تلویزیون عراق و شبکه المنار لبنان پخش شد- آن‌قدر طرفدار داشت که نزار را به فکر ادامه ساخت برنامه با این دو شخصیت عروسکی هم بیندازد. قرار است او سریال جدیدی با عنوان «خاطرات روزانه (یومیات) فرح و مرح» هم بسازد که احتمالا پخش آن طبق برنامه از 13 رجب آینده شروع خواهد شد و خود نزار در این سریال، پدر فرح و مرح خواهد بود.

نزار القطری - مداح محبوب محرم امسال ایرانی‌ها- یک سایت کودکانه با آدرس www.shiakids.net
هم دارد.

برای متن و دانلود نوحه به وبلاگ من مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 15:37  توسط سیدهادی سیدوکیلی  | 

هنوز از نوشته ام در رحلت آقای قمی چیزی نگذشته است که خبر فوت مرجعی دیگر مارا شوکه کرد. آیت الله فاضل از دار دنیا رفت. اگرچه بخاطر حمایت های ایشان در مورد وفاتشان حساسیت بیشتری نشان داده شد اما به حقیقت ایشان استوانه ای برای حوزه بود. آقای فاضل از نظر علمی و فقاهتی بالاترین حامی و پشتوانه نظام بود اما همواره استقلال و حریت مرجعیت را در مقابل حکومت حفظ کرد. فعالیت های ایشان در اعزام مبلغین به مناطق محروم سیستان و دفاع از تشیع قابل ستایش بود.ضایعه اسفبار رحلت ایشان همه ما را متاثر نمود . روحش قرین رحمت باد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 22:50  توسط سیدهادی سیدوکیلی  | 

لابد شما هم مثل من در اخبار خبر زیر را شنیدید. خبر خیلی کوتاه و مختصر بود. "آیة الله العظمی سید حسن طباطبایی قمی از دنیا رفت." همین و بس. شنیدن این خبر به این وضعیت مختصر و بدون سر و صدا از صدا و سیمای جمهوری اسلامی خیلی هم دور از انتظار نبود.

آیة الله العظمی سید حسن قمی فرزند مرجع مجاهد سید حسین قمی(که بر علیه استعمار انگلیس در عراق قیام کرد و بر ضد رضا خان نیز فعالیت داشت) از مراجع نسل پیش از امام بود.این مرد بزرگ که به دلیل مخالفت هایی در سالهای اوایل انقلاب، سالهای فراوانی را در حصر به سر میبرد و در عسرت و فشار زندگی میکرد از کسانی بود که در سال 42، وقتی که شاه اعدام امام خمینی را قصد نمود به همراه آیه الله شریعتمداری و به عنوان دو مرجع پیش کسوت حوزه در نامه ای اجتهاد و مرجعیت امام را گواهی کردند تا طبق قانون اساسی، امام از مرگ حتمی نجات یابد. پس از زندانی شدن امام ایشان از اولین کسانی بود که از مشهد به تهران آمد و در اعتراض به زندانی شدن امام و تا آزادی ایشان بست نشست.و به همین دلیل سالها در کرج محبوس بود. در سالهای اخیر این مرد بزرگ مورد عنایت و تفقد مقام معظم رهبری قرار گرفت اما همچنان از طرف افراد تند رو که معمولا جلو تر از رهبری حرکت میکنند مورد آزار بود.
آیه الله قمی سند زنده فرهنگ و تاریخ این مرز و بوم بود.وی نه تنها پشتوانه ای برای حوزه ها و متدینین بود، بلکه پشتوانه 200 سال مبارزه با استعمار انگلیس بود.فوت وی ضربه بزرگی در دین و فرهنگ بود که هرگز جبران نمیشود.
به هر حال آیه الله قمی از دنیا رفت اما افرادی چون آیه الله قمی،میرزا علی فلسفی، میرزا جواد تبریزی و امثال آنان زیاد نیستند. مراقب باشیم این پایه ها را از دست ندهیم و بر سر شاخ بن نبریم.
روحش با اجداد طاهرینش محشور باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 0:11  توسط سیدهادی سیدوکیلی  | 

 

اینجا است حرم عشق

سامرا

گلدسته های ویرانت را دوباره خواهیم ساخت

با شکوهتر

و گنبد ویرانت را

سامرا

قلبهای ما به یاد تو میتپد

و هر روز

در فراق مظلومیتت اشک میریزد.

سامرا

اشکهای ما شعله ها خواهد کاشت

و دستهایمان با پرچمی کاویانی بر سر ضهاک ها فرود می آید.

و روزگاری

نسل نفاقشان را از زمین برخواهیم کند.

سامرا

آرزو یمان این است

که از گلدسته های ویرانت

گلهای اجابت فرو ریزند

و روزی بیاید

که آیینی جز حقیقت، نباشد

که ویکون الدین کله لله

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 0:5  توسط سیدهادی سیدوکیلی  | 

سلام

عیدتان مبارک.امید وارم سر حال و سلامت باشید.دوست داشتم چیزی در مورد غدیر بنویسم که به مطلب ذیل در وبلاگ سید مهدی شجاعی برخوردم .همونو اینجا میارم .

ما دير رسيديم   


 

با تو آن عهد که در وادی ایمن بستیم

همچو موسی ارنی گویی به میقات بریم

ما دیر رسیدیم . اما دست خودمان نیود .

ما چگونه می توانستیم زودتر بیاییم در حالیکه بلیط تقدیرمان برای هزار و چهارصد سال بعد ، تاریخ خورده بود .

آن زمان که پیامبر اکرم (ص)در خطه غدیر خم دست امیرالمؤمنین را بلند کرد وفرمود:

«من کنت مولاه فهذا علی مولاه»

چقدر ما در عدم خون دل خوردیم و حسرت کشیدیم و آرزو کردیم که کاش در کناره آن برکه مقدس می بودیم  و  دستهای کوچکمان را  نه بر دستهای  مردانه علی (ع) که بر خاک پای علی می کشیدیم و می گفتیم :

رای آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی

و می گفتیم :

با بی انت و امی و نفسی و اهلی و مالی و ولدی

و می گفتیم ...

و خدا که اینهمه اشتیاق و حسرت و حرمان را در دلهای ما دید ، دلش نیامد که ما را بی ولایت بگذارد .رحمت بی انتهایش اجازه نداد که ما ر ا در برهوت هستی بی چراغ امامت رها کند .

و خدا که اینهمه اشتیاق و حسرت و حرمان را در دلهای ما دید ، غدیر را تداوم بخشید و مقرر کرد که پیامبر خاتم همچنان تا آخر عالم ایستاده بماند و هر زمان خورشیدی از منظومه ولایت را در دست بگیرد و اعلام کند که«هر که من مولای او هستم از این پس ... »

و اکنون با چشمهای دل به روشنی پیامبر را می توان دید که در کنار غدیر خلقت ایستاده است و دست بقیه الله الاعظم مهدی دوست داشتنی را در دست گرفته است و فریاد می زند : اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله

این غدیر ! این پیامبر ! و این دستهای روشن مهدی !

 

سید مهدی شجاعی

 

 

بیایم امروز به یاد تمام اون کسایی باشیم که یادمون دادن بگیم یا علی.

اونایی که خدا سر راهمون قرار داد تا کمکمون کنند تو این دنیای آشفته اگر چه لایق نیستیم (البته من خودمو فقط میگم شما ها ان شا الله لایقش هستید) ولی بین گروه محبان علی بایستیم.

بیایم امروز هم صدا با عربهایی که پای کوبان و دست افشان وارد حرم مولا میشن و سرود بایعناک یا حیدر سر میدن ما هم به یاد آقامون بگیم : 

 

بایعناک یا مهدی

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 1:21  توسط سیدهادی سیدوکیلی  |