تبليغاتX
دوره 35

دوره 35

اين يك دو دم كه مهلت ديدار ممكن است / درياب كار ما كه نه پيداست كار عمر

فرا رسیدن نوروز باستانی رو به همه دوستان تبریک میگم و براتون آرزوی سالی پر از سلامت و برکت و موفقیت دارم ...


پاینده باشید ، التماس دعا ، یا علی مدد ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 0:0  توسط سیدحامد لاجوردی  | 

سلام بر حسین واربعین غمبارش
سلام بر حسین و بر لبانی که از آنها آیه می تراوید...
چون آیه های کتاب کریم...
سلام بر حسین و بر زینبش.....
و بر آن هجده ماهتاب بر نیزه شده....
و بر خون که خدایش حسین است....
السلام علی الشیب الخضیب
السلام علی الخد الطریق
السلام علیک یا ابا الشهدا یا ابا عبد الله...


اجرای نماهنگ

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 16:33  توسط سیدحامد لاجوردی  | 

محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!
ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.

سلام بر حسین (ع)

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 0:4  توسط سیدحامد لاجوردی  | 

 

حضرت سلمان فرمود: در روز آخر شعبان پيامبر صلى الله عليه و آله براى ما خطبه‏اى در فضيلت ماه رمضان قرائت فرمود: و در خطاب خويش به ما فرمود: اى مردم به راستى ماه بزرگ مباركى بر سر شما سايه افكنده، ماهى كه در او شبى است كه از هزار ماه بهتر است، كه خداوند روزه‏اش را فرض و واجب نموده، و به پا داشتن عبادات شبش را به طور استحباب مقرر فرموده است، كسى كه تقرب بجويد به خداوند، به انجام نافله خيرى، مثل آن است كه در غير ماه رمضان فريضه‏اى انجام داده باشد، و اين ماه، ماه صبر است، و صبر هم اجر و ثوابش بهشت است.

و ماه روزه، ماه مواسات و برابرى است، و ماهى است، كه رزق مؤمن در آن زياد مى‏گردد، و ماهى است كه اولش رحمت و وسطش مغفرت و آمرزش، و آخرش آزادى از آتش جهنم است، و اين ماه براى مؤمن بهره و منفعت است، و براى منافق خسارت و ضرر.

منبع:

مستدرك الوسائل، مرحوم نورى، نقل از وقايع الايام، ص 436.

 مناجات عبدالباسط

                                    
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 23:53  توسط سیدحامد لاجوردی  | 

كى به پايان برسد درد، خدا مى‏داند                               ماه ساكن شود و سرد، خدا مى‏داند
در سكوت شب هر كوچه اين شهر خراب
گم شود ناله شبگرد، خدا مى‏داند
مردم شهر همه منتظر يك نفرند
چه زمانى رسد اين مرد، خدا مى‏داند
برگ‏ها طعمه بى‏غيرتى پاييزند
و از اين مرثيه زرد خدا مى‏داند
خنده غنچه گلها به حقيقت زيباست
شايد اين است رهاورد، خدا مى‏داند

از شما دوستان وخانواده محترمتان دعوت به عمل می آید تا در جشن میلاد حضور به هم رسانید.

جمعه ۱۷شهریور-ازساعت ۱۰صبح.

لواسان کوچک-بلوار امام خمینی-خ اتحاد-ک گلهای هشتم-پ۱

منتظر قدومتان هستیم.

دانلود

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 22:20  توسط سیدحامد لاجوردی  | 

... سلام بر آن کسی که میکائیل در گهواره با او تکلّم می‌نمود، سلام بر آن کسی که عهد و پیمانش شکسته شد، سلام بر آن کسی که پرده حُرمَتش دریده شد، سلام بر آن کسی که خونش به ظلم ریخته شد، سلام بر آنکه با خونِ زخم‌هایش شست و شو داده شد، سلام بر آن که از جام‌های نیزه‌ها جرعه نوشید، سلام بر آن مظلومی که خونش مباح گردید، سلام بر آنکه در ملأ عام سرش بریده شد، سلام بر آنکه اهل قریه‌ها دفنش نمودند، سلام بر آنکه شاهرَگش بریده شد، سلام بر آنکه مدافعِ بی یاور، سلام بر آن محاسنِ بخون خضاب شده، سلام بر آن گونه‌ی خاک آلوده، سلام بر آن بدنِ برهنه، سلام بر آن دندانِ چوب خورده، سلام بر آن سرِ بالای نیزه رفته، سلام بر آن بدن‌های برهنه و عریانی که در بیابان‌ها (یِ کربلا) گُرگ‌های تجاوزگر به آن دندان می‌آلودند، و درندگان خونخوار بر گِردِ آن می‌گشتند، سلام بر تو ای مولای من و بر فرشتگانی که بر گِردِ بارگاه تو پَر می‌کِشند، و اطرافِ تُربتت اجتماع کرده‌اند، و در آستانِ تو طواف می‌کنند، و برای زیارت تو وارد می‌شوند. ...

زیارت ناحیه مقدّسه

 

 

دانلود                        

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 19:53  توسط سیدحامد لاجوردی  | 

 



قطره بودن و از دريا گفتن چقدر سخت است و از دل دريايي گفتن چقدر سخت تر،و تو آن دل دريايي هستي كه يك اقيانوس عشق را در خود خلاصه كرده اي .
عشقي كه هر سال ماه محرم دل مردم عاشق و بيدل را آشفته تر مي كني . اي واقعي ترين افسانه و اي افسانه واقعيت .
اي خورشيدي كه با غروبت صميميت، سياهپوش شد و محبت داغدار، تو با قيامت چه كردي كه هنوز نخلهاي كربلا به احترام قیام تو ايستاده اند .
چگونه مي شود از رنج و درد اهلبيت حبيب خدا نوشت و صفحه كاغذ از اشك خيس نشود .
ماهايي كه در روز عاشورا و در سرزمين بلا نبوديم تا ببينيم با دل دريايي حسين چه كردند .
حسين جان تو عيار مهر و كين هستي كه هر كس طرف توست خدايي و مقابلت شيطاني .
تو پهلوان شكست هستي خون بهاي تو «حقيقت» است.
حسين جان اي حقيقت عرفان و اي عارف حقيقي چه سخت است كسي را عاشقانه دوست داشتن اما عارفانه نشناختن اي كاش شناختم همپاي عشقم بود، نمي دانم راز اين ناهمساني از كجاست هر چه كوشيدم تا بين عشق و معرفتم نسبت به تو توازني برقرار كنم نتوانستم . قصدي عجيب است محبوب است اما نمي دانم چرا حال من با تو چيز ديگري است فقط مي توان به قدر اخلاص و آگاهي با تو مأنوس شد و مي توان در يك بازگشت مقدس سرافراز به حسيني زيستن انديشيد و آن را برگزيد.


(بر گرفته از سایت  سایه روشن)

دانلود نوحه


 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت 0:28  توسط سیدحامد لاجوردی  | 

 

 

"زین واژگون ، خورشید غرقه به خون . . ."

 

شيعتي مهما شربتم ماء عذب فاذکرونی

او سمعتم بغريب او شهيد فاندبوني

فانا السبط الذي من غير جرم قتلوني

و بجرد الخيل بعد القتل عمدا سحقوني

ليتکم في يوم عاشورا جميعا تنظروني

کيف استسقي لطفلي فابوا ان يرحمونی

 

شيعيان من هنگامی که آب گوارا نوشيديد مرايادکنيد

وياهنگامي که از غريبی ياشهيدی(خبری)شنيديد، برمن ندبه نمائيد

من، نواده(پيامبر) هستم که مرا بی گناه کشتند

وپس از آن از روی عمد، مرا پايمال خيل اسبان نمودند

اي کاش ، همگي در روز عاشورا بوديد ومي نگريستيد

که چگونه برای کودک خردسالم ، مطالبة  آب نمودم وآنان سرباززدند 

فرازهائي اززيارت ناحية مقدسه (زيارت امام زمان عليه السلام،  خطاب به امام حسين عليه السلام):

...پس دشمنان از همه  طرف  به  تو هجوم آوردند، و تورا به سبب زخم ها و جراحتها ناتوان نمودند، و ميان تو وشب مانع شدند(نگذاشتند کارت تا شب به طول انجامد)،درحاليکه برای تو ياوری نمانده بود.و توحسابگر(عمل خويش براى خدا)و صبوربودى، اززنان وفرزندانت دفاع وحمايت مينمودى، تاآنكه تورااز اسبِ سوارى ات سرنگون نمودند، پس بابدن مجروح برزمين سقوط كردى، درحاليكه اسبها تورابا سُم هاى  خويش كوبيدند،وسركشان باشمشيرهاى تيزِشان برفرازت شدند.

 پيشانىِ تو به عرقِ مرگ مرطوب شد، وبه راست وچپ کشيده و جمع می شدی(وبه خود می پيچيدی)  ، پس گوشـه نظرى به جانب خِيام و حَرَمَت گرداندى، در حاليكه از زنان و فرزندانت(روگردانده)به خويش مشـغول بودى ، اسبت گريزان به سوی خيمه ها شتافت، شيـهه كشان و گريـان،پس چون بانوانِ حَرَم اسبِ تيز پاى تو را شرمسار بديدند، و زينِ تورابراو واژگونه يافتند، ازپسِ پرده ها(ىِ خيمه) خارج شدند،درحاليكه  گيسوان برگونه هاپراكنده نمودند، بر رخسارها سيلی مى زدندو نقاب ازچهره هاافكنده بودند، وبصداى  بلندشيون ميزدند،وازاوجِ عزّت به حضيض ذلّت درافتاده بودند،وبه سوىِ قتلگاه تو مى شتافتند...

 

سوگواری

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 22:21  توسط سیدحامد لاجوردی  | 

 

 اگرفکر کنیم خون حسینمون ریخته شده و بشیم مصداق عملی ابی که ریخته آبرویی که رفته ..بی معرفتیه

اگر حسین میشه سرور ازادی خواهان عالم..اگه عباسش میشه اقای ازادها..

اگه زینبش رو اسوه صبر می دونیم..باید بفهمیم که حسین اسیر زنجیرهای زمان نیست

اقامون ارباب زمانهاست..

اطرافمونو نگاه کنیم ..

حسین زمان ما کجاست..صدای قافله حسین ..الان ..تو این زمونه هزار رنگ چطور شنیده میشه؟

سرگردونیه یتیماش رو..الان چطور میشه پناه بود؟

اگر اون زمان عباسش تو علقمه تنها فریاد وا اخاه سر داد..اگر اون موقع نبودیم ..حالا چی؟ علقمه امروز عباس کجاست؟

بگردیم علقمه رو پیدا کنیم..باور کنیم که این بزرگان محصوردر زمان نبودند که با از دست دادن زمان از دستشون داده باشیم.

کربلای امروزه حسین کجاست؟

می خوام بگم این چشمهای بی لیاقت اگه کمی..فقط کمی با اشک زلال بشه..میتونه محاسن زیبای اقامونو ببینه..

اگه زلال بشه قامت مثل سرو عباس مستش میکنه..دیگه وقتی میشونده علی اکبر حسینش وذبح کردند ..و یاد زیبایی و جوانیه علی اکبر بیوفته نمی تونه ضجه نزنه!!

وقتی تکریم اقا و عباس و برای زینب ببینه..و یاد تنهایی و بی پناهیه زینب تو خرابه های شام بیوفته نمی تونه ساکت بمونه.و چشمان عباس..اه ازچشمای عباس..

عزیز بیا با قافله حسین الان همراه بشیم..بیا که گاه رفتن است..و قافله منتظر من و توست ..بیا من و تو "کل یوم عاشورا ..کل ارض کربلا" را تفسیر کنیم

اگر خوب بنگریم ..همین جا کربلاست ..و امروز عاشورا

 

گوش کن..صدایی می آید..:هل من ناصر ینصرنی؟!!

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 21:37  توسط سیدحامد لاجوردی  | 


 


 

غزل آتش

خونی چکید و حنجره ی خاک جان گرفت

بغضی شکست و دامن هفت آسمان گرفت

 

آبی که دستبوس عطش بود شعله زد

آتش، سراغ خیمه ی رنگین کمان گرفت

 

ابری برای گریه نیامد ولی زسنگ

خون، غنچه غنچه خاک تو را در میان گرفت

 

" اسبی ز سمت علقمه آمد" دگر بس است

تیری امام آینه ها را نشان گرفت

 

مانده است در حکایت این سوگ، شعر من

چندان که جسم سوخت و آتش به جان گرفت

 

از آخرین شراره چنین می رسد به گوش:

باید تقاص عافیت از کوفیان گرفت

 

" سید ضیاء الدین شفیعی

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 12:31  توسط سیدحامد لاجوردی  | 

 

«اينک زمين در سفر آسمانی خويش به عصر تاسوعا رسيده است و خورشيد از امام (ع) اذن گرفته كه غروب كند، ديگر تا نباء العظيم اندك فاصله‌ای بيش نمانده است و زمين و آسمان در انتظارند ...

اصحاب عشق را رنجی عظيم در پيش است. بال بر مسلخ عشق نهادن، گردن به تيغ جفا سپردن، با خون كوير تشنه را سيراب كردن و ... دم برنياوردن.»

آه از شفق، و سرخی، آنگاه كه روز به شب می‌رسد و خورشيد حق در افق خونين عاشورا غروب می‌كند و ... شب آغاز می‌شود!

اما دل به تقدير بسپار،

شب عشوه‌ای است كه اختران امامت را ظاهر كند.

اين سرالاسرار خلقت است و گويی تقدير اينچنين رفته است كه اسرار فاش شود، اگر چه به بهای سرباختن حسين (ع) باشد

 

دانلود  

تعزیت وتسلیت بر تمام دلسوختگان و دوستارانش 

که اوست که همواره در دل عاشقانش سوگی نهان است

  

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 20:30  توسط سیدحامد لاجوردی  | 

امام صادق(عليه السلام)درآخرين لحظات حيات که مرگ را نزديک ديد،دستور داد که تمام خانواده وخويشان نزديکش برسربالينش جمع گردند وپس از آنکه همه آنان درکنار امام حاضر شدند، چشم بگشود وبه صورت يکايک آنها نظرافکند وفرمود:«ان شفاعتنا لاتنال مستخفاٌ بالصلوة»
ام حميده مادر امام موسي کاظم و همسر امام صادق(عليهماالسلام)ازاين حال امام و شگفت بوده که چگونه امام به هنگام وفات نيز ازاين فريضه بزرگ غفلت نداشته است و هرگاه اين حال امام رابه ياد مي آورده مي گريسته است.
ازکارهاي عجيب امام درساعت رحلتش آنکه دستور داد براي تمام خويشاوندان نزديکش صله وتحفه اي فرستاده شود وحتي براي حسن افطس مبلغ هفتاد دينار فرستاد.
سالمه کنيز وخدمتکارآن حضرت پرسيد:«چگونه به مردي که بادشنه وخنجر به شما حمله آورده وقصد قتل شمارا داشته است ،چنين مبلغي راعطا مي فرمائيد؟»
امام درپاسخ فرمود:«مي خواهي مشمول اين آيه قرآن نباشم که فرمود:«وَالَّذينَ يَصِلُونَ مااَمُرَاللهُ بِهِ يُوصَلَ وَ يَخَشونَ رَبَّهُم وَيَخافُونَ سُوءِ الحِسابِ»(وآنان که فرمان خدارا در مورد صله رحم و دلجوئي ازخويشاوندان اجرا مي کنند وازخدايشان مي ترسند وازمحاسبه بد فرجام بيمناکند).اي سالمه!خداوند بهشت رابيافريد وبوي آن رابسيار خوش و مطبوع گردانيد که ازفاصله اي به مسافت دوهزار ساله به مشام مي رسد، ليکن عاق و کسي که قطع رحم کرده بوي آن را احساس نمي کند و درنمي يابد.

دانلود فلش

برگرفته از سایت اما صادق(ع)

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 0:58  توسط سیدحامد لاجوردی  | 

 

                             

سعی کنیم یادمون نره

جمعه ها اگر یادمون بود با sms یاد هم بندازیم.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1384ساعت 0:8  توسط سیدحامد لاجوردی  | 

برای یک زندگی خوب: یک

 

تن سالم ویک حافظه کم

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 0:9  توسط سیدحامد لاجوردی  | 

بسم‌الله
در حوالي بساط شيطان

ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب مي‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هياهو مي‌كردند و هول مي‌زدند و بيشتر مي‌خواستند
.
توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خيانت،‌ جاه‌طلبي و ... هر كس چيزي مي‌خريد و در ازايش چيزي مي‌داد. بعضي‌ها تكه‌اي از قلبشان را مي‌دادند و بعضي‌ پاره‌اي از روحشان را. بعضي‌ها ايمانشان را مي‌دادند و بعضي آزادگيشان را
.
شيطان مي‌خنديد و دهانش بوي گند جهنم مي‌داد. حالم را به هم مي‌زد. دلم مي‌خواست همه نفرتم را توي صورتش تف كنم
.
انگار ذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت: من كاري با كسي ندارم،‌فقط گوشه‌اي بساطم را پهن كرده‌ام و آرام نجوا مي‌كنم. نه قيل و قال مي‌كنم و نه كسي را مجبور مي‌كنم چيزي از من بخرد. مي‌بيني! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند
.
جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديك‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اينها فرق مي‌كني.تو زيركي و مومن. زيركي و ايمان، آدم را نجات مي‌دهد. اينها ساده‌اند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب مي‌خورند
.
از شيطان بدم مي‌آمد. حرف‌هايش اما شيرين بود. گذاشتم كه حرف بزند و او هي گفت و گفت و گفت
.
ساعت‌ها كنار بساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبه‌اي عبادت افتاد كه لا به لاي چيز‌هاي ديگر بود. دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم
.
با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يك بار هم او فريب بخورد
.
به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توي آن اما جز غرور چيزي نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم،‌نبود! فهميدم كه آن را كنار بساط شيطان جا گذاشته‌ام
.
تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم. مي‌خواستم يقه نامردش را بگيرم. عبادت دروغي‌اش را توي سرش بكوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، شيطان اما نبود
.
آن وقت نشستم و هاي هاي گريه كردم. اشك‌هايم كه تمام شد،‌بلند شدم. بلند شدم تا بي‌دلي‌ام را با خود ببرم كه صدايي شنيدم، صداي قلبم را
.
و همان‌جا بي‌اختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شكرانه قلبي كه پيدا شده بود

برگرفته از وبلاگ امین داداش

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 14:52  توسط سیدحامد لاجوردی  | 

مرقــد مطهر حضرت امام رضا(ع) قبله گاه دل هاى مشتاق و عاشقان دلداده آن حضرت در سراسر جهان است.شيدادلان كوى دوست با تحمّل مشقت هاى فراوان به زيارت بارگاه نورانى آن امام مى شتابنـد و گــاهى در خلوت لحظات ، چنان شوق زيارت بى تابشان مى كند كه آرزو مى كنند ايكاش مى توانستند همواره در محضر مولاى خود، حرم مطهر رضوى باشند و عرض ارادت و ادب كنند، لكن اين امر هميشه و براى همگان مقدور نمى گردد. اين ارتباط از طريق سايت آستان قدس رضوي را فراهم شده تا از هر كجا و هر زمان كه اراده نماييد خود رادرمحیطی مجازی محضر امام رئوفتان بيابيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 0:32  توسط سیدحامد لاجوردی  |