شما ــ به هر حال ــ دوستان مناید. حداقلش این است که زمانی ما همه با هم آشنا بودهایم. حتی خوب یادم هست ــ و حتماً یاد شما هم ــ که اگر اعتقاد نادرستی (آن زمان میگفتیم شبهه، من حالا میگویم: شک) در هریک از ما بچهعلویهای همدوره شکل میگرفت، چندتایی از ما ــ عموماً زنگهای ناهار و نماز ــ دورش را میگرفتیم و سعی میکردیم کمکش کنیم، راهنماییاش کنیم.
حالا من از شما که ــ به هر حال ــ دوستان مناید، یا حداقل زمانی ما همه با هم آشنا بودهایم، کمک میخواهم. فرضیهی بزرگی در من دارد به تئوری ثابتی تبدیل میشود؛ فرضیهای که اگر ثابت شود، عقیدهای سخت هولناک را در من بنیاد میکند. خواهش میکنم اگر چیزی میدانید به من بگویید.
فرضیهی بزرگ من این است: «ما کاملاً منقرض شدهایم ــ مثل نسل دایناسورهای عظیمالجثهای که زمینشناسان میگویند چندین هزاره قبل، در کنار آبهای بزرگترین اقیانوس زمین زندگی میکردند.»
اگر شما جز این فکر میکنید و اگر دلایل و شواهد مستدلی دارید که باطل میکند فرضیهی من را، پس تو را به خدا بگویید این پلههای خالی، به کجا میرود؟