<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دوره 35</title>
<link>http://alavi35.blogfa.com/</link>
<description>اين يك دو دم كه مهلت ديدار ممكن است / درياب كار ما كه نه پيداست كار عمر</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 21 Sep 2009 04:49:51 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>گردش دسته جمعی</title>
<link>http://alavi35.blogfa.com/post-276.aspx</link>
<description>با سلام حضور دوستان عزیز و آرزوی قبولی بندگی حق تعالی در ماه او&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با توجه به بارش باران در این روزها و لطافت هوا لطفا کسانی که پایه کوه رفتن در آخر این هفته (البته کوتاه مدت که به برنامه های خانوادگی دوستان لطمه نخورد) هستند دعوت می شود که یا با ایمیل یا با تلفن به اینجانب اطلاع دهند تا برنامه ریزی کنیم. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Sep 2009 04:49:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alavi35&amp;postid=276</comments>
<dc:creator>habibidoost</dc:creator>
<guid>http://alavi35.blogfa.com/post-276.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پدران آسمانی</title>
<link>http://alavi35.blogfa.com/post-275.aspx</link>
<description>با سلام و تبریک اعیاد شعبانیه خدمت همه دوستان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز با خبر شدم که پدر یکی دیگر از همدوره ای هایمان آسمانی شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به دوست خوبمان دکتر مهدی سعیدی تسلیت می گوییم. آمرزش پدرش را از خدا می خواهیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مراسم شب هفت : سه شنبه ۶/۵/۸۸ (فردا) ساعت ۱۸:۳۰ تا ۲۰:۰۰ مسجد فخرالدوله خیابان فخرآباد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;التماس دعا&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 27 Jul 2009 10:13:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alavi35&amp;postid=275</comments>
<dc:creator>hamedmeshkati</dc:creator>
<guid>http://alavi35.blogfa.com/post-275.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سالم ماندن بدن های اولیای خدا پس از مرگ</title>
<link>http://alavi35.blogfa.com/post-274.aspx</link>
<description>اولا اعیاد ماه شعبان بر همه مبارک&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در پاسخ به دوستی که در دو مطلب قبل نظر داده اند و متاسفانه من به دلیل مشکل بلاگفا که آمار نظرات را درست اعلام نکرده است از نظر ایشان بی خبر ماندم نظر خودم را در زیر تقدیم کرده و اگر پس از تحقیق مجددا مطلبی جدید یافتم به حضور شما در بخش نظرات همین مطلب عرض می کنم. لطفا دوستان دیگر هم نظر مرا تکمیل کنند:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اجساد فارغ از اینکه چه دین و آیینی داشته اند در اکثر مکاتب فکری دارای احترام می باشند. مثلا دیروز در سایت تابناک خبری از استرداد سر بریده پادشاه غنا از سوی هلند خواندم که در متن خبر کاملا مشهود بود که قبیله اش برای سر بریده او چه احترامی  قایل هستند. هنوز هم می توان این خبر را خواند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در اسلام نیز جسد مومن بسیار محترم است و موارد متعددی از این احترام حکایت دارد. من فکر می کنم سالم ماندن اجساد اولیا خدا حاکی از احترام ویژه ای است که به این اشخاص در دستگاه الهی گذاشته می شود. پس به نظر می رسد این موضوع به احترام او برمی گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در خصوص وابستگی روح به بدن حتی روح به محل دفن جسد نیز علاقه مند است و صرف پوسیدگی جسد این تعلق را از بین نمی برد. اما اگر این تعلق را منفی بدانیم چگونه می توان پدیده هایی مثل شهادت را که مومنین شهید در آن از بدن و جان خویش می گذرند را توجیه کرد؟ او که از بدن زنده خویش گذشته است چگونه به جسد مرده خود وابستگی منفی دارد؟ و اگر مومن است وحشت قبر الزاما برای او نبوده است چون در روایات داریم که قبر برای صالحان باغی از باغهای بهشت است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از روایات که بگذریم داستانهای فراوان (وافعا فراوان که شک را از بین ببرد) در این خصوص موجود است که به دلیلی مثلا ساخت و ساز یا سیل یا .... قبری خراب شده و پس از سالیان دراز بدن شخص سالم مانده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی با فرایندهای بشرساخته مثل مومیایی کردن یا غرقه سازی در فرمالین اجساد سالم بمانند چگونه می توان از خدا سالم نگهداشتن جسد بنده خوبی را بعید دانست؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لطفا دوستان باسواد تر نظر مرا اصلاح کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با تشکر&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 27 Jul 2009 03:31:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alavi35&amp;postid=274</comments>
<dc:creator>habibidoost</dc:creator>
<guid>http://alavi35.blogfa.com/post-274.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مکافات</title>
<link>http://alavi35.blogfa.com/post-273.aspx</link>
<description>مرحوم آقاى سید رضا دربندى فرمود: یکى از دوستان نقل مى کرد: خرازى فروشى که نزدیک چهارراه حسن آباد، کنار خیابان بساط پهن مى کرد گفت: من خدا را دیدم. گفتم: چه طور خدا را دیدى؟ گفت: پاسبانى بود به نام على خان که همه ى مردم را ناراحت مى کرد. مثلا به خرازى فروشى که همه ى سرمایه اش 200 ریال بود و کنار خیابان بساط پهن کرده بود، مى گفت: 2 قران بده. اگر نمى داد، بساطش را وسط خیابان مى ریخت. بعد از دو ساعت، دوبار مى آمد و پول مى خواست. به همین صورت افراد را اذیت مى کرد. روزى ـ در زمان کشف حجاب که حجاب براى زنان ممنوع بود ـ زنى که روسرى سرش بود، از این جا مى گذشت. على خان به آن زن گفت: روسرى را بردار. آن زن گفت: من مخالف دستور دولت عمل نمى کنم؛ ولى مانعى دارم که نمى توانم روسرى ام را بردارم. پاسبان گفت: امکان ندارد، باید روسرى را بردارى. دوباره آن زن گفت: آقاى پاسبان، من متمرد نیستم؛ ولى مانعى دارم که نمى توانم. کم کم مردم دور پاسبان جمع شدند و وى دست برد و یک مرتبه روسرى را از سر زن برداشت. سر آن زن طاس بود و مو نداشت، همه ى مردم خندیدند، زن هم خجالت کشید و رفت. پس از چند لحظه با چشمان خودم دیدم که مغز سر على خان، زیر ماشین است. من آن جا خدا را دیدم؛ یعنى فهمیدم که جهان را صاحبى باشد خدا نام.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برگرفته از سایت مرحوم علامه&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 12 Jul 2009 05:05:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alavi35&amp;postid=273</comments>
<dc:creator>habibidoost</dc:creator>
<guid>http://alavi35.blogfa.com/post-273.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>و اکثرو ذکر الموت</title>
<link>http://alavi35.blogfa.com/post-272.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 27.25pt 10pt 1cm; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &quot; Nazanin?;? 2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#008040&gt;و شما را سفارش مى‏کنم که پيوسته به ياد مرگ باشيد و غفلت از آن را کم سازيد، چگونه از چيزى غافل مى‏شويد که هرگز از شما غافل نيست، و طمع مهلت داريد از کسى (ملک الموت) که مهلت نمى‏دهد، مردگانى که با چشم خود مى‏بينيد، براى عبرت شما کافى است، آن ها به گورهايشان برده شدند، بدون آن که خود سوار مرکبى شده باشند و به داخل قبرها فرود آورده شدند بدون آن که خود فرود آيند، گويا آنان آباد کننده اين گيتى نبوده و همواره ديار آخرت سراى آن ها بوده است، از جهانى که در آن بودند وحشت دارند و در آن جا که از آن وحشت داشتند متوطّن شدند، به چيزهايى (در دنيا) سرگرم بودند که اکنون از آن جدا شده‏اند، و امورى را ضايع کردند که اينک به سويش منتقل شده‏اند، نه قدرت دارند از کارهاى زشتى که انجام داده‏اند، بر کنار شوند و نه، مى‏توانند کار نيکى، بر نيکي هاى خود بيفزايند، اين ها به دنيا، انس گرفته بودند، مغرورشان ساخت و به آن اطمينان داشتند، مغلوبشان کرد.&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 01 Jul 2009 04:40:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alavi35&amp;postid=272</comments>
<dc:creator>habibidoost</dc:creator>
<guid>http://alavi35.blogfa.com/post-272.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قسمت آخر کتاب استرس در محیط کار آقای میرغلامی</title>
<link>http://alavi35.blogfa.com/post-271.aspx</link>
<description>آخرین بخش این کتاب پرسشنامه ای است که به کمک آن می توانید وضعیت خود را بسنجید. نحوه امتیازدهی آن نیز موجود است. در صورت تمایل می توانید به اینجانب ایمیل بزنید تا آن را برای شما ارسال کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ایمیل من در بخش نظرات آمده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;موفق باشید و پاینده بر مسیر خیر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 19 May 2009 04:09:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alavi35&amp;postid=271</comments>
<dc:creator>habibidoost</dc:creator>
<guid>http://alavi35.blogfa.com/post-271.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا</title>
<link>http://alavi35.blogfa.com/post-270.aspx</link>
<description>با سلام خدمت تمامی دوستان &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گروه فرهنگی مسلم امسال نوا نمایشی به مناسبت ایام فاطمیه اجرا می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زمان آن از ۳۱/۲/۸۸ تا ۸/۳/۸۸ و مکان آن خیابان پیروزی است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لطفا جهت دریافت کارت ورودی حتما با آقای مدرس هماهنگ نمایید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;التماس دعا&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 17 May 2009 14:00:53 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alavi35&amp;postid=270</comments>
<dc:creator>hamedmeshkati</dc:creator>
<guid>http://alavi35.blogfa.com/post-270.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قسمت سیزدهم کتاب آقای میرغلامی</title>
<link>http://alavi35.blogfa.com/post-269.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;نقش معنويت و دين در كاهش استرس&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; معنويت و سلامت رواني&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;منظور از معنويت برخورداري از ارزشهاي والاي انساني است كه در زير به تعدادي از آنها اشاره شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ايمان به خدا، عشق و محبت، احترام به موجودات، اعتماد به نفس، اميد به آينده، پذيرش ديگران، پشتكار، تحرك، تحمل، تقوي، تواضع، توكل، جوانمردي، خدمت، خوش بيني، خيرخواهي، رضايت، سپاسگزاري، شجاعت، صبر، صداقت، صرفه جويي، عدم وابستگي، فداكاري، گذشت، محدودكردن آرزوها و وفاي به عهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تجارب و تحقيقات علمي نشان داده است انسان هايي كه معنويت هسته اصلي زندگي شان را تشكيل مي دهد، از سلامت رواني بيشتري برخوردارند و در برابر مشكلات و فشارهاي استرس زا مقاومت و تحمل زياد تري دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تحقيقات نشان داده افراد مذهبي و داراي گرايش هاي معنوي بهتر مي‌توانند با تنش و استرس مقابله کنند و با شرايط استرس‌زا کنار بيايند. اين افراد بهتر مي‌توانند هيجان‌هايي مثل خشم را در خود کنترل کنند، عزت نفس اين افراد هم بهتر است و مهارت‌هاي اجتماعي قوي‌تري دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;معنويت، نياز بشريت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;انسان عصر ماشين و صنعت بيش از انسان قرون گذشته به معنويت و مذهب نيازمند است، زيرا صنعت و تکنولوژي اگر چه در رفع نياز مادي او مؤثر است، اما چه چيز بايد جنبه‏هاي روحي و رواني او را تأمين کند و او را به فرداي مطمئن و آينده‏اي ابدي اميدوار کند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بنيامين راش، روان شناس مشهور مي نويسد: ‹‹معنويت و مذهب آن قدر براي پرورش سلامت روح اهميّت دارد که هوا براي تنفس››.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;معنويت و مذهب به انسان کمک مي کند تا معناي حوادث زندگي، مخصوصاً حوادث دردناک را بفهمد. آموزه هاي ديني به مؤمنان و معتقدان خود ياد مي دهد که چگونه با مجموعه عظيم جهان که پيش از فرد شکل گرفته و قوانين خود را بر او تحميل مي کند، سازگاري يابد. اين سازگاري دلگرمي و خرسندي مطبوعي را در دوران و روحيه فرد ايجاد مي کند&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;معنويت و مطالعات علمي &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تا کنون تحقيقات زيادي در زمينه تأثير شرکت در مراسم معنوي و ديني، دعا و حتي دعا از راه دور براي شفاي بيماران صورت گرفته و بر اساس آمار 1996 در نظر پرسي از 269 پزشک 99% آنان معتقد بوده‏اند که دعا و نيايش، مراقبه و يا انواع ديگر مراسم معنوي و ديني مي‏تواند هنگام بيماري به شفاي بيماران کمک کند. اين تحقيقات در مؤسسات قابل اعتمادي چون مؤسسه تحقيقاتي پيل، دوک، و دارتوث و دانشگاه ميشيگان صورت پذيرفته است. اکنون مطالعات علمي درباره اثر ايمان، دعا و عمل به فرايض مذهبي در شفاي بيماران و سلامت رواني افراد در سراسر آمريکا در حال اجرا است&quot;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كارل گوستاو يونگ روانشناس مشهور مي نويسد: &quot;مذهب نه تنها بر ضد بيماري است، بلکه عملاً سيستمي براي بهبود و رشد رواني است&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نقش معنويت در سلامت روان و كاهش استرس&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به طور كلي نقش مذهب را در تأمين سلامت رواني و كاهش استرس مي توان به صورت زير بيان نمود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-         مذهب می تواند موجب ايجاد معنا شود، بنابراين مذهب به زندگي و مرگ انسان معنا می بخشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-         مذهب موجب اميدواری می شود و خوش بينی افراد را افزايش می دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3-         مذهب‌ به افراد مذهبی نوعی احساس کنترل و کار آمدی می بخشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4-         مذهب مجموعه ی از هنجارهای اجتماعی است که اطاعت از آن موجب تاييد، پشتيبانی و پذيرش از سوی ديگران می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5-         مذهب در دل ها ايجاد آرامش مي كند و مانع از اثرات نامطلوب استرس بر سلامتي مي شود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 17 May 2009 07:44:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alavi35&amp;postid=269</comments>
<dc:creator>habibidoost</dc:creator>
<guid>http://alavi35.blogfa.com/post-269.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قسمت دوازدهم کتاب آقای میرغلامی</title>
<link>http://alavi35.blogfa.com/post-268.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; دويدن را چگونه شروع كنيم؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شايد به نظر بيايد دويدن كاري ساده است . ما هم با اين نظر موافقيم اما اگر بدون برنامه شروع به دويدن كنيد خيلي زود از آن متنفر مي شويد و آن را كنار مي گذاريد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ضروري است توصيه هايي كه در پي مي آيند را به كار ببنديد تا عاشق دويدن شويد: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گام اول&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بهتر است در ابتدا به پزشك خود مراجعه كنيد. با او در اين زمينه مشورت كنيد و از او راهنمايي بخواهيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گام دوم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هفته اول&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دو روز مختلف (مثلاً جمعه و سه شنبه) را در هفته كه وقت آزادتري داريد براي دويدن مشخص كنيد . كفش ، شلوار و پيراهن ورزشي مناسب و يك ساعت مچي براي خود تهيه كنيد . كل برنامه تان را نيم ساعت در نظر بگيريد . 20 دقيقه از اين مدت را بايد در حال دويدن و يا قدم زدن باشيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; نكته : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- صبح خيلي زود و يا اواخر شب براي دويدن توصيه نمي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- با شكم خالي يا پر ندويد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در ابتدا به مدت 5 دقيقه شروع به قدم زدن كنيد. بعد از آن به آرامي شروع به دويدن كنيد و تا زماني كه احساس راحتي مي كنيد بدويد. پس از آن مجدداً به مدت 5 دقيقه قدم بزنيد و باز شروع به دويدن كنيد و اين كار را تا جاي كه مشكلي احساس نمي كنيد ادامه دهيد. دوباره 5 دقيقه قدم بزنيد و دوباره بدويد تا 20 دقيقه شما تمام شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هفته دوم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با هفته اول تفاوتي نمي كند. همان 20 دقيقه را مي دويد و قدم مي زنيد. اما سعي كنيد زمان دويدنتان را بيشتر و زمان قدم زدنتان را كمتر كنيد. اين كار به عهده خود شما است كه تا جايي كه مشكلي حس نمي كنيد دويدن را ادامه دهيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هفته سوم و چهارم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در هفته سوم و چهارم زمان دويدن و قدم زدن از 20 به 30 دقيقه افزايش پيدا مي كند. همچنين تا جاييكه ممكن است زمان قدم زدن را كمتر در نظر بگيريد . اين كار به توانايي شما در دويدن بستگي دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هفته پنجم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در هفته پنجم شما مدت زمان دويدنتان را 20 دقيقه در نظر مي گيريد اما به جاي 2 روز در هفته 3 روز در هفته مي دويد. زمان قدم زدنتان را نيز كمتر از 5 دقيقه در نظر بگيريد. (بهتر است بين هر روز دويدن يك روز فاصله باشد.)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; نكته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در تمام هفته ها قدم زدن جزئي از دويدن شما است و نبايد تمام مدت در حال دويدن باشيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هفته ششم و هفتم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در هفته ششم مدت زمان دويدن 30 دقيقه براي 3 روز در هفته خواهد بود. (بهتر است بين هر روز دويدن يك روز فاصله باشد.)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هفته هشتم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در هفته هشتم يا هفته پاياني مدت زمان دويدن 30 دقيقه براي 4 روز در هفته خواهد بود . قدم زدن را فراموش نكنيد. اين كار در تمام مراحل جزئي از دويدن محسوب مي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از اين هفته به بعد شما مي توانيد در طول هفته 4 روز و هر بار به مدت 30 دقيقه در حال دويدن و قدم زدن باشيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; نكاتي براي هر دونده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- نوشيدن آب را در طول روز فراموش نكنيد. (بلافاصله قبل يا بعد از دويدن آب ننوشيد و اگر خيلي احساس تشنگي كرديد به اندازه نصف استكان آب خنك بنوشيد)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- اگر در روزهاي اول نتوانستيد زياد بدويد و مدام قدم زديد نگراني به خود راه ندهيد. به تمرينات ادامه دهيد اما سعي تان اين باشد كه بيشتر بدويد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- نگران اين كه چه افرادي را هنگام دويدن ممكن است ببينيد و يا ديگران در اين باره چه فكر مي كنند نباشيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- خودتان را باور داشته باشيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- در آفتاب شديد و يا در كنار خيابان هاي شلوغ و پرترافيك ندويد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- هنگامي كه آلودگي هوا زياد است ندويد و يا به جاهايي كه آلودگي كم باشد برويد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- سعي كنيد در پاركها و فضاهاي سبز بدويد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- حتماً از كفش مخصوص دويدن استفاده كنيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- دوش گرفتن را 30 الي 45 دقيقه بعد از دويدن فراموش نكنيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- تغذيه تان را بهتر كنيد. ويتامين ها و مكمل هاي غذايي را فراموش نكنيد. ميوه و سبزيجات، ماست و شير را به رژيم غذايي تان اضافه كنيد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 16 May 2009 07:06:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alavi35&amp;postid=268</comments>
<dc:creator>habibidoost</dc:creator>
<guid>http://alavi35.blogfa.com/post-268.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قسمت یازدهم کتاب آقای میرغلامی</title>
<link>http://alavi35.blogfa.com/post-267.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; نقش مواد غذايي دركاهش استرس&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; زماني كه بدن در معرض استرس قرار مي گيرد، با ترشح هورمون هاي استرس ،سطح  اسيدهاي چرب و قند در خون بالا مي رود. قند خون باعث مي شود انرژي و نياز بدن به سوخت و ساز و مقابله با عامل استرس زا تأمين شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برخي از افراد در چنين مواقعي به خوردن كمي خوراكي شيرين مثل شربت، شكلات و خرما دست مي زنند. اگر اين كار انجام نشود سطح قند خون افت شديدي پيدا مي كند و در نتيجه بدن توانايي لازم براي مقابله با عامل استرس زا را از دست مي دهد و فرد به افسردگي يا اضطراب، خستگي و زودرنجي پس از استرس دچار مي شود. البته چنين حالت هايي براي همه افراد رخ نمي دهد و بدن كساني كه تغذيه مناسبي دارند عكس العمل بهتري نيز در رويارويي با استرس ها  از خود نشان مي دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در موقعيت هاي استرس زا از خوردن مواد كافئين دار مثل چاي، قهوه و شكلات هاي كافئين دار خودداري كنيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رژيم غذايي و استرس&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رژيم غذايي حاوي پروتئين ، كربوهيدرات ، كلسيم ، پتاسيم ، آهن و روي براي مقابله با شرايط استرس زاي محيط هاي كاري مناسب است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پروتئين &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گوشت، مرغ، ماهي، تخم مرغ، پنير و شير، لوبيا و سويا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كربوهيدرات&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نان سبوس دار، برنج، لوبيا، سيب زميني&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كلسيم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شير، پنير، ماست، ماهي، كلم، كاهو، سيب زميني، شاتوت، پرتقال&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; پتاسيم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سيب زميني، ماهي (ساردين)، ماست، موز&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آهن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گوشت، تخم مرغ، غلات، لوبيا، برگه ميوه ها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روي &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جگر، مرغ، سويا، برنج، گلابي، لوبيا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ويتامين ها و مكمل هاي غذايي &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ويتامين ث، گروه ويتامين ها ب ، قرص ها و كپسول هاي حاوي مواد معدني&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; معجزه سيب در مقابله با استرس&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خوردن روزانه يك عدد سيب متوسط براي مقابله با استرس هاي محيط كار توصيه شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;براي مقابله بهتر با استرس از سه چيز دوري كنيد :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-         غذاهاي خيلي چرب&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-         كافئين (قهوه، چاي تيره، نوشابه هاي كولا دار)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3-         قند و شكر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; نقش دويدن در كاهش استرس&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;توصيه هاي دكتر جسلي كامينگز، متخصص روانشناسي ورزش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; مزاياي دويدن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وقتي شما براي اولين بار تصميم به دويدن مي گيريد ممكن است يكي از دوحالت زير براي شما پيش بيايد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1- عاشق دويدن مي شويد و آن را ادامه مي دهيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2- از دويدن متنفر مي شويد و آن را كنار مي گذاريد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; چه چيزي است كه باعث مي شود عاشق دويدن  و يا از آن متنفر شويم؟ در دويدن مزاياي زيادي وجود دارد كه ممكن است با بسياري از آنها آشنا باشيد. سلامتي و شادي ، متعادل شدن وزن و نيز تناسب اندام اولين چيزي است كه به نظر مي آيد. اما روانشناسان ورزشي علاوه بر اين، معتقدند دويدن مغز را تكامل مي بخشد و باعث دفع استرس و فشارهاي رواني مي شود. دويدن بـاعث بالا رفـتـن سـطح اكـسيژن در مـغز و در ساير بخشهاي بدن مي شود. بدن شـما انـدورفـين&quot;Endorphins&quot; بيشتري آزاد كرده كه باعث نيرومندي و لذت در حين سلامتي خواهد شد. اين هورمون توسط «هيپوتالاموس» ساخته و به كمك «هيپوفيز» به جريان خون وارد مى شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آنچه باعث مي شود ما از دويدن متنفر شويم دويدن بدون دانش و برنامه است. وقتي بدون دانش و برنامه شروع به دويدن مي كنيم در كار ترشح هورمون اندورفين نيز اختلال ايجاد مي كنيم و لذت و شعفي را كه بايد از ترشح اين هورمون ببريم را نخواهيم برد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اندورفين چه اثراتي بر بدن ما دارد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ورزشي مانند دويدن يا طناب زدن و يا هر ورزش ديگر باعث ترشح اين هورمون از هيپوفيز مغز به داخل خون مي شود و سپس اين هورمون به گيرنده هاي تسكين درد در نورون ها  متصل مي شوند. اين گيرنده ها شبيه گيرنده هايي هستند كه داروهايي مثل مورفين و يا مواد مخدر به آن اتصال پيدا مي كنند. پس از اتصال اين هورمون مانع انتقال پيام هاي درد به مغز مي شوند و نيز فشارهاي عصبي را كاهش مي دهند . اين هورمون مسكن طبيعي بدن است و باعث سرخوشي و خوشحالي مي شود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 04 May 2009 04:59:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alavi35&amp;postid=267</comments>
<dc:creator>habibidoost</dc:creator>
<guid>http://alavi35.blogfa.com/post-267.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
